شب یلدا را خانوادهها با انار و هندوانه، آجیل و فال حافظ تا دیروقت بیدار میمانند. از معنای یلدا و چله تا رسمهای آذربایجان و خراسان و ثبت مشترک ایران و افغانستان در یونسکو را اینجا بخوانید.
شب آخر پاییز، خانهی پدربزرگ و مادربزرگ شلوغتر از همیشه است. هندوانهای که از تابستان نگه داشتهاند وسط سفره است و بزرگ خانواده اولین برش را میزند. کاسهی انار دانشده، آجیل، خرمالو و شیرینی دستبهدست میشود و کسی دیوان حافظ را از قفسه پایین میآورد تا برای هر کدام فالی بگیرد. شب یلدا، بلندترین شب سال، برای بسیاری از ایرانیان همین تصویر آشناست؛ شبی که از غروب سیام آذر تا طلوع یکم دی کنار هم بیدار میمانند و از آذر ۱۴۰۱ (دسامبر ۲۰۲۲) با نام «یلدا/چله» میراث مشترک ایران و افغانستان در فهرست یونسکو است.
در ادامه از نامهای این شب و ریشههایش میگوییم، سفره و سرگرمیهایش را مرور میکنیم، به رسمهای محلی در آذربایجان و خراسان سر میزنیم و به ثبت جهانیاش میرسیم.
یلدا یا شب چله؟
این شب دو نام دارد که امروز به جای هم به کار میروند. «چله» به معنای چهلم است. در گاهشمار مردمی، چهل روز نخست زمستان، از یکم دی تا یازدهم بهمن، «چلهی بزرگ» نام دارد و پس از آن «چلهی کوچک» میآید که از دهم تا سیام بهمن، بیست روز و بیست شب، طول میکشد. شب چله شبی است که چلهی بزرگ را آغاز میکند. در گاهشمار کشاورزان قدیم سه دورهی چهلروزه وجود داشت: یکی در آغاز تابستان و دو تا در زمستان، و کار و کشت سال را با همین چلهها میسنجیدند. چلهی بزرگ حوالی جشن سده در دهم بهمن به پایان میرسد.
«یلدا» واژهای سریانی به معنای زایش است. به گفتهی دهخدا این نام از مسیحیان سریانیزبان به فارسی رسید که در قلمرو اشکانیان و ساسانیان زندگی میکردند و زادروز مسیح را یلدا مینامیدند. معلوم نیست این واژه دقیقاً کی وارد فارسی شد، اما کمکم «شب یلدا» و «شب چله» هممعنا شدند. ابوریحان بیرونی از این شب با نام «میلاد اکبر» یاد کرده و منظورش را میلاد خورشید دانسته است. روز پس از آن، یکم دی، در منابع کهن «خرم روز» نامیده شده است.
شب یلدا با انقلاب زمستانی همزمان است و در تقویم میلادی بر شب ۲۱ دسامبر، و در برخی سالها ۲۰ دسامبر، میافتد. از این شب به بعد روزها در نیمکرهی شمالی کمکم بلندتر میشوند.
ریشهها؛ بیدار ماندن در برابر تاریکی
در سنت زرتشتی، بلندترین و تاریکترین شب سال شبی ناخجسته دانسته میشد که نیروهای اهریمنی در آن به اوج میرسیدند. مردم را سفارش میکردند بیشتر شب را بیدار بمانند، کنار دوستان و خویشان جمع شوند و آخرین میوههای تابستان را با هم بخورند. روز بعد، که خورشید پیروز از تاریکی بیرون میآمد، روز جشن بود. پژوهشگران ریشهی این شبنشینی را در آیینهای خورشیدی کهنی میدانند که برای بزرگداشت باززایی خورشید برگزار میشد. معنای دینی این شب امروز کمرنگ شده، اما رسم بیدار ماندن در کنار خانواده تا امروز مانده است.
یلدا تنها جشن این روزها نبود. بیرونی در سدهی چهارم هجری از گاهنبار میانهی سال، «میدیاریم»، یاد میکند که از یازدهم تا پانزدهم دی برگزار میشد و پژوهشگران گمان میکنند در اصل بر انقلاب زمستانی منطبق بوده و با جابهجایی تقویمها از آن فاصله گرفته است. همین فاصلهها و جابهجاییها نشان میدهد که مردم این سرزمین از دیرباز گذر خورشید را با دقت دنبال میکردند و نقطههای عطف آن را جشن میگرفتند.
پروندهی یونسکو یلدا را جشن خورشید و گرمای زندگی مینامد و ارزشهایی را که این شب پاس میدارد چنین برمیشمارد: هویت فرهنگی، طبیعت، احترام به زنان، دوستی، مهماننوازی، تنوع فرهنگی و همزیستی آرام.
سفرهی یلدا و شبنشینی
خانوادهها معمولاً در خانهی بزرگترها جمع میشوند. به گفتهی پروندهی یونسکو، دور سفرهای مینشینند که هر چیزش معنایی دارد: چراغ نشانهی روشنایی است، آب نشانهی پاکی، و میوههای سرخ مثل انار، هندوانه، لبو، عناب و انگور نشانهی گرما. سرخی این میوهها را به رنگ سپیدهدم و فروغ زندگی تشبیه کردهاند. آش، شیرینی، خشکبار و آجیل هم برای همین شب آماده میشود و در برخی نواحی رسم است که چهل نوع خوراکی سر سفره باشد.
شام یلدا در بسیاری از خانهها سبزیپلو با ماهی است و گاهی آش رشته. بعد از شام، سینیهای آجیل شب یلدا، برگهی هلو و زردآلو، انار دانشده و برشهای هندوانه دستبهدست میشود. خرمالو هم که در همین فصل میرسد، روی بسیاری از سفرهها دیده میشود.

باورهای شیرین کوچکی هم کنار این خوراکیها هست. میگویند هر که شب چله هندوانه بخورد، تابستان آینده از گرما و بیماری در امان میماند. در خراسان باور دارند خوردن هویج، گلابی، انار و زیتون سبز در این شب از نیش حشرهها، به ویژه عقرب، نگه میدارد. پیش از برقکشی، روشن کردن شمع و چراغ در خانه و حیاط هم بخشی از رسم بود که امروز کمتر دیده میشود. در خانههای قدیمی سفره را روی کرسی میچیدند و همه زیر لحاف کرسی گرد هم مینشستند.
فال حافظ، شاهنامه و قصه
بعد از شام، نوبت قصهها و خاطرههای بزرگترهاست. شاهنامهخوانی در بسیاری از خانهها رسم است و فال حافظ از سرگرمیهای همیشگی این شب است: هر کس نیتی میکند و دیوان را میگشاید یا کسی برایش میخواند. شوخی رایجی هم هست که نباید بیش از سه بار فال گرفت، وگرنه شاعر دلگیر میشود. پروندهی یونسکو از شعرخوانی، قصهگویی، بازی و موسیقی، و هدیه دادن به عروسها و دامادهای تازه و بچهها، به عنوان بخشهای اصلی این شب نام میبرد.

یلدا در آذربایجان و خراسان
رسمهای یلدا از شهری به شهر دیگر رنگهای تازهای میگیرد. در آذربایجان شرقی، هندوانهی شب چله را «چیلله قارپیزی» مینامند و معمولاً بزرگ خانواده آن را میبُرد. خانوادهی داماد برای عروس تازه «خونچا» میفرستد؛ سینی آراستهای با شیرینی، پرتقال، سیب، انار، هندوانه، آینه و پارچه که با شادی به خانهی عروس برده میشود. عاشیقها، نوازندگان و داستانگویان آذربایجان، در این شب داستانهایی مانند «کوراوغلو» را با ساز و آواز روایت میکنند. روی سفره، برنج و مرغ و آش شیر هم دیده میشود.
در خراسان، به ویژه گناباد و بیرجند، پختن شیرینی کفآلودی به نام «کفبیخ» از رسمهای مشهور یلداست. این شیرینی را از ریشهی گیاه چوبک، که در خراسان «بیخ» نامیده میشود، درست میکنند و آن را با چوبهای بلند آنقدر هم میزنند تا کف کند. در خراسان هدیه بردن برای عروس تازه در شب یلدا از قدیم تقریباً واجب شمرده میشد.

یلدا در افغانستان و ثبت جهانی
در افغانستان این شب را بیشتر «شب چله» مینامند و رسم دورهمی خانوادگی، میوههای زمستانی و شعرخوانی در آنجا هم زنده است. یونسکو در ۹ آذر ۱۴۰۱ (۳۰ نوامبر ۲۰۲۲)، سومین روز هفدهمین نشست کمیتهی بینالدولی پاسداری از میراث ناملموس در رباط مراکش، «یلدا/چله» را با پروندهی مشترک ایران و افغانستان در فهرست معرف میراث فرهنگی ناملموس بشری ثبت کرد. فهرست کامل عناصر ایرانی را در مقالهی میراث ناملموس ایران در یونسکو آوردهایم.
شب چله در فرهنگهای دیگر منطقه هم جشن گرفته میشود، از تاجیکستان و ازبکستان تا قفقاز، اما پروندهی یونسکو فقط به نام دو کشور است. به گفتهی این پرونده، یلدا بیشتر به شکل غیررسمی و درون خانوادهها منتقل میشود و رادیو و تلویزیون، نشریهها، شبکههای اجتماعی، کتابهای آموزشی و برنامههای مراکز پژوهشی و نهادهای فرهنگی هم در این انتقال سهم دارند.
یلدا امروز
شب یلدا از معدود جشنهای کهنی است که در بسیاری از خانههای ایرانی، با هر زبان و مذهبی، برگزار میشود. شکلش اما عوض شده است. کرسی جای خود را به مبل و بخاری داده، خانوادههای بزرگ کوچکتر و پراکندهتر شدهاند و گاهی دورهمی جایش را به تماس تصویری با خویشانی میدهد که دورند. در روزهای پیش از یلدا، بازار میوه و آجیل شلوغ میشود و انار و هندوانه بیشترین مشتری را دارند. نهادهای فرهنگی و فرهنگسراها هم برنامههای یلدایی با شعرخوانی و موسیقی برگزار میکنند و خانوادههایی که دورهمی ندارند، میتوانند در این برنامهها شرکت کنند.
اگر شب یلدا میهمان یا در سفر هستید
- هدیه: اگر به خانهای دعوت شدهاید، آجیل، شیرینی یا یک انار درشت هدیهای جاافتاده است. اگر در خانواده عروس یا داماد تازهای هست، رسم هدیه به آنها را جدی بگیرید.
- فال حافظ: اگر برایتان فال گرفتند، با حوصله گوش کنید؛ بیشتر از معنای دقیق شعر، حال و هوای جمع اهمیت دارد.
- بیدار ماندن: برنامهی یلدا معمولاً تا پاسی از شب ادامه دارد. اگر میهمان هستید، زود رفتن را با احتیاط و تشکر همراه کنید.
- بازارها: اگر فرصت دارید، یکی دو روز قبل به بازار شهر سر بزنید. بساط انار و هندوانه و شیرینیهای محلی، خودش بخشی از تجربهی یلداست.
یلدا در آستانهی زمستان است؛ چهل روز بعد سده میرسد و حدود نود روز پس از یکم دی، نوروز. بیرونی هم از نام «نود روز» برای یکم دی یاد کرده است، یعنی روزی که نود روز تا نوروز مانده است. برای دیدن جشنها و آیینهای دیگر در طول سال، تقویم جشنها و آیینهای محلی ایران را ببینید.
پرسشهای رایج
شب یلدا چه شبی است؟
شب یلدا شب میان سیام آذر و یکم دی است که با انقلاب زمستانی همزمان است و بلندترین شب سال در نیمکرهی شمالی به شمار میآید. در تقویم میلادی بر شب ۲۱ و گاهی ۲۰ دسامبر میافتد.
معنی یلدا چیست؟
یلدا واژهای سریانی به معنای زایش است که از مسیحیان سریانیزبان وارد فارسی شد. نام دیگر این شب، چله، به چهل روز نخست زمستان اشاره دارد.
شب یلدا چه چیزهایی میخورند؟
انار و هندوانه مهمترین خوراکیهای یلدا هستند و کنارشان آجیل، خشکبار، خرمالو، لبو، عناب، انگور و شیرینی سر سفره میآید. در خراسان کفبیخ و در آذربایجان آش شیر هم رایج است.
شب یلدا کی ثبت جهانی شد؟
یلدا/چله در آذر ۱۴۰۱ (دسامبر ۲۰۲۲) با پروندهی مشترک ایران و افغانستان در فهرست معرف میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شد.
چرا در شب یلدا فال حافظ میگیرند؟
شعرخوانی و فال حافظ از سرگرمیهای قدیمی شبنشینی یلداست و دیوان حافظ در بیشتر خانههای ایرانی پیدا میشود. هر کس نیتی میکند و غزلی که باز میشود را پاسخ آن میداند.



