تشت آبی که فرات است، سواری سبزپوش که شعرش را با آواز میخواند و اسبی سفید بیسوار. تعزیه نمایشی است که در آن همهچیز نشانه است؛ تاریخچه، نقشها، موسیقی و جاهای دیدنش را اینجا بخوانید.
وسط میدان خاکی یک تشت آب گذاشتهاند که قرار است رود فرات باشد. چند شاخهی نخل، نخلستان کنار رود را نشان میدهد و سواری که دور سکو میچرخد، یعنی راهی دراز را پیموده است. مرد سبزپوش شعرش را با آواز و تحریر میخواند و سرخپوشی که روبهرویش ایستاده، بیآهنگ و با صدای بلند فریاد میزند. تماشاگران پایان داستان را از پیش میدانند و باز هر سال میآیند. این تعزیه است؛ نمایش آیینیای که ایرانیان قرنها برای روایت واقعهی کربلا اجرا کردهاند و یونسکو آن را در سال ۱۳۸۹ (۲۰۱۰ میلادی) در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشری ثبت کرد.
تعزیه در نگاه اول ساده است: نه نور صحنه دارد، نه دکور، نه پرده. اما زیر همین سادگی زبانی از رنگ، آواز و نشانه پنهان است که تماشاگر ایرانی بیآنکه کسی برایش توضیح دهد، آن را میفهمد. پیشینهی این نمایش، نقشها و نمادهایش، جایگاه موسیقی در آن و جاهایی که امروز میشود تعزیه دید، موضوع این نوشته است.
تعزیه چیست و چرا به آن شبیهخوانی میگویند؟
واژهی تعزیه از ریشهی عربی «عزی» میآید و در اصل به معنای تسلیت گفتن و دلداری دادن به بازماندگان است؛ در بعضی نقاط ایران، از جمله خراسان، هنوز به مجلس ترحیم هم تعزیه میگویند. در زبان امروز اما تعزیه نام نمایشی منظوم و آوازی است که بیشتر به رویدادهای کربلا در سال ۶۱ هجری (۶۸۰ میلادی) و شهادت امام حسین و یارانش میپردازد. نام دیگرش شبیهخوانی است، چون بازیگر «شبیه» یکی از شخصیتهای داستان میشود و نقشش را میخواند. به همین دلیل در متنهای قدیمی به بازیگر تعزیه «شبیه» و به اجرا «شبیهگردانی» هم گفتهاند.
یونسکو در معرفی این عنصر، تعزیه را هنری آیینی و نمایشی توصیف میکند که چهار جزء دارد: شعر، موسیقی، آواز و حرکت. بعضی مجلسها تا صد نقش دارند، از شخصیتهای تاریخی و دینی تا موجودات خیالی و فراطبیعی، و هر مجلس موضوع، لباس و موسیقی خودش را دارد. موضوع همهی مجلسها هم خود عاشورا نیست. تعزیهها را معمولاً به سه دستهی پیشواقعه، واقعه و پسواقعه تقسیم میکنند. مجلسهایی مثل «ذبح اسماعیل» یا «سلیمان و بلقیس» داستانهایی پیش از عاشورا را روایت میکنند و «بازار شام» یا «ورود به مدینه» به رویدادهای پس از آن میپردازند. در بیشتر این مجلسها، جایی در میانه یا پایان، روایت با شگردی به نام «گریز» به کربلا برمیگردد.
از سوگ سیاوش تا تکیهی دولت
دربارهی ریشههای تعزیه اتفاق نظر نیست. گروهی از پژوهشگران آن را با آیینهای سوگ پیش از اسلام، بهویژه «سوگ سیاوش» و «یادگار زریران»، مقایسه میکنند و شباهتهایی مثل اسب سیاه، رنگ سیاه سوگ و گریستن بر پیکر قهرمانی بیگناه را نشانهی پیوستگی فرهنگی میدانند. گروهی دیگر تعزیه را شکل تکاملیافتهی سوگواریهای شیعیان برای کربلا میدانند. یکی از نخستین گزارشهای سوگواری همگانی به سال ۳۵۲ هجری برمیگردد که معزالدولهی دیلمی در بغداد دستور داد در روز دهم محرم بازارها را ببندند و مردم عزاداری کنند.
دستههای عزاداری و روضهخوانی در دورهی صفوی گسترش یافت، اما بیشتر محققان تولد تعزیه بهعنوان نمایشی کامل، با نقش و متن، را به سدهی هجدهم میلادی نسبت میدهند. پیتر چلکوفسکی، ایرانشناس آمریکایی، مینویسد تعزیه حدود میانهی این سده از دل دستههای عزاداری بیرون آمد؛ وقتی دستهروهای لباسپوشیده شروع کردند داستانهای روضه را به شکل نمایش بخوانند.
اوج تعزیه دورهی قاجار و بهخصوص سلطنت ناصرالدینشاه بود که بسیاری آن را عصر طلایی این هنر میدانند. گفتهاند در آغاز پادشاهی او در حدود ۳۰۰ مکان تعزیه برپا میشد. مشهورترینِ این مکانها تکیهی دولت بود، بنایی مدور و عظیم در کنار کاخ گلستان که سقفی چادری داشت و هزاران تماشاگر را در خود جا میداد. نقاشی مشهور کمالالملک از درون این تکیه، تصویری از شکوه آن به جا گذاشته است. در همین دوره تعزیه از ماههای محرم و صفر فراتر رفت و در مناسبتهای دیگر سال هم اجرا شد.

افول تعزیه از اواخر قاجار آغاز شد. در دورهای از حکومت رضاشاه اجرای شبیهخوانی محدود و سپس ممنوع شد و تکیهی دولت که سالها بیاستفاده مانده بود، در سال ۱۳۲۶ (۱۹۴۷ میلادی) تخریب شد. تعزیه پس از شهریور ۱۳۲۰ دوباره جان گرفت، اما در رقابت با سینما و تئاتر هیچوقت به جایگاه پیشینش در شهرهای بزرگ برنگشت و پایگاه اصلیاش روستاها و شهرهای کوچک شد.

صحنه، نقشها و زبان نشانهها
صحنهی تعزیه معمولاً سکویی گرد یا میدانی باز است که تماشاگران دورتادورش مینشینند یا میایستند. بازیگران در طول اجرا صحنه را ترک نمیکنند و گاهی نبرد پشت سر تماشاگران اتفاق میافتد. گردانندهی اجرا را «معینالبکاء» یا تعزیهگردان مینامند؛ او از کنار صحنه نقشها را هدایت میکند و حتی به خوانندگان باتجربه هم تذکر میدهد. کسی که هزینهی مجلس را میپردازد «بانی» است.
بازیگران در دو گروه بزرگ قرار میگیرند. موافقخوانها یا اولیاخوانها نقش امام حسین، خاندان و یارانش را دارند، لباس سبز یا سیاه میپوشند و شعرشان را با آواز و در دستگاههای موسیقی ایرانی میخوانند. مخالفخوانها یا اشقیاخوانها نقش لشکر مقابل را بازی میکنند، سرخپوشاند و شعر را بیتحریر، بلند و پرخاشگرانه ادا میکنند. همین تفاوت صدا و رنگ کافی است تا تماشاگر بداند با چه کسی روبهروست. همهی نقشها، حتی نقش زنان، را مردان بازی میکنند؛ «زنخوان» جامهی سیاه میپوشد و چهرهاش را با نقاب یا روبند میپوشاند.
تعزیهخوانها معمولاً متن نقش را روی برگهای به نام «فرد» در دست دارند. این کار از ناتوانی در حفظ کردن نیست؛ بخشی از قرارداد این نمایش است و یادآوری میکند که بازیگر فقط نقشی را میخواند و خودِ آن شخصیت نیست. نمایششناسان این شگرد را با «فاصلهگذاری» در تئاتر مدرن مقایسه کردهاند.
نردبان نقشها
تعزیهخوانی پلهپله آموخته میشود. نوجوانی که صدای خوبی دارد معمولاً با «بچهخوانی» و نقش سکینه و رقیه شروع میکند، بعد نقش طفلان مسلم را میگیرد و سپس قاسمخوان و علیاکبرخوان میشود. با گذشت سالها به شهادتخوانی میرسد و آخرین پله، که تجربهی طولانی و صدایی پرسوز میخواهد، امامخوانی است. در گذشته بیشتر تعزیهخوانها از خانوادههایی میآمدند که پدر یا پدربزرگشان هم تعزیهخوان بود. یونسکو هم تأکید میکند که این هنر با سرمشق گرفتن شاگرد از استاد منتقل میشود و بیشتر اجراکنندگان آماتورهاییاند که از راه دیگری روزی درمیآورند و برای اجر معنوی میخوانند.

اشیایی که معنا دارند
صحنهی خالی تعزیه با چند شیء ساده پر میشود که هر کدام معنایی قراردادی دارد:
- تشت آب نشانهی رود فرات است و شاخهی نخل نشانهی نخلستان.
- چرخیدن دور صحنه یعنی سفری طولانی؛ راه رفتن در خط مستقیم یعنی مسافتی کوتاه.
- جامهی بلند سفید یا کفن یعنی شخصیت بهزودی کشته میشود.
- اسب سفید بیسوار یادآور ذوالجناح، اسب امام حسین، و خبر شهادت سوار اوست.
- کاه بر سر ریختن نشانهی ماتم است و گهوارهی سرخشده یادآور علیاصغر.
موسیقی؛ ستون اصلی تعزیه
برخی پژوهشگران تعزیه را با اپرا مقایسه کردهاند، چون بخش بزرگی از آن آوازی است. تعزیهخوان باید دستگاهها و گوشههای موسیقی ایرانی را بشناسد و آواز هر نقش از پیش معلوم است. هر خواننده لحن و شعر نقشهای دیگر را هم یاد میگیرد تا اگر لازم شد جای کسی را بگیرد؛ گاهی هم نام نقشی که کسی سالها خوب خوانده، در زندگی روزمره لقب او میشود. در کنار آواز، سازهای کوبهای و بادی مثل طبل، شیپور و کرنا شروع اجرا و صحنههای نبرد را همراهی میکنند. در دورهی مظفرالدینشاه حتی دستهای از نوازندگان نظامی برای نواختن در تکیهی دولت به کار گرفته شدند. علاقهمندان آواز ایرانی ردپای ردیف و دستگاه را در تعزیه آشکارا میشنوند؛ برای آشنایی با این زمینه، راهنمای موسیقی سنتی ایران نقطهی شروع خوبی است.
تعزیه به زنده ماندن هنرهای وابسته هم کمک کرده است. یونسکو از دوخت لباس، خوشنویسی نسخهها و ساخت ساز نام میبرد که در کنار این نمایش ادامه یافتهاند. بعضی ضربالمثلهای روزمرهی فارسی هم از همین مجلسها وارد زبان شدهاند.
ثبت در یونسکو و تعزیه روی صحنههای جهان
«هنر نمایشی آیینی تعزیه» در سال ۲۰۱۰، در پنجمین نشست کمیتهی بیندولتی پاسداری از میراث ناملموس، بهعنوان عنصری تنها از ایران در فهرست معرف میراث فرهنگی ناملموس بشری ثبت شد. همان سال آیین پهلوانی و زورخانهای و موسیقی بخشیهای خراسان هم به این فهرست راه یافتند. فهرست کامل عنصرهای ایرانی را در مقالهی میراث ناملموس ایران در یونسکو آوردهایم.
تعزیه پیش از این ثبت هم توجه اهل تئاتر جهان را جلب کرده بود. محمد غفاری در جشن هنر شیراز، پیش از انقلاب، کارگردانانی چون پیتر بروک و یرژی گروتوفسکی را با تعزیه آشنا کرد و بعدها اجراهایی از آن را در جشنوارهی آوینیون فرانسه و در سال ۲۰۰۲ در جشنوارهی لینکلن سنتر نیویورک روی صحنه برد. عباس کیارستمی هم در اوایل دههی ۲۰۰۰ میلادی اجرایی از تعزیه را در رم به نمایش گذاشت. یکی از مهمترین مجموعههای نسخههای تعزیه هم بیرون از ایران است: انریکو چرولی، سفیر ایتالیا در ایران، صدها نسخه گرد آورد که اکنون در کتابخانهی واتیکان نگهداری میشود.
امروز کجا میشود تعزیه دید؟
فصل اصلی تعزیه دههی اول محرم است و در بسیاری از جاها تا روزهای ماه صفر هم ادامه دارد. چون این ماهها قمریاند، محرم هر سال حدود ده یازده روز زودتر از سال قبل میرسد و ممکن است در هر فصلی بیفتد. تعزیه امروز بیشتر در روستاها و شهرهای کوچک زنده است و هر منطقه سبک و نسخههای خودش را دارد.
- صحرارود فسا در استان فارس: یکی از بزرگترین تعزیههای میدانی کشور که در فهرست آثار ملی ثبت شده و در دههی محرم دهها هزار تماشاگر دارد. در تعزیهی میدانی، صحنه را با نخلستان و رود ساختگی به شکل نمونهی کوچکشدهی میدان کربلا میآرایند.
- خراسان: روستاهایی مثل فدیشه اجراهای پرتماشاگری در فضای باز دارند که سوارهها هم در آن حاضرند.
- اراک: تعزیهی سیار اراک در بازار و گذرهای شهر اجرا میشود و شناختهشده است.
- از شمال تا جنوب: از ضیابر صومعهسرا و آستارا در گیلان تا میناب در هرمزگان، تعزیهی روز عاشورا بخشی از سنت محلی است.
اگر بیرون از محرم سفر میکنید، تکیهی معاونالملک کرمانشاه، که از تکیههای مشهور دورهی قاجار بوده، با کاشیکاریهایی از داستانهای دینی و صحنههایی از شاهنامه، تصویری از فضای تکیههای آن روزگار به شما میدهد.
چطور محترمانه تماشا کنیم
برای مردمی که تعزیه برپا میکنند، این مراسم پیش از هر چیز سوگواری و ادای نذر است، نه سرگرمی. تماشاگر غریبه معمولاً با مهماننوازی پذیرفته میشود، به شرط آنکه همین را در نظر داشته باشد.
- لباس پوشیده و ترجیحاً تیره بپوشید. در بسیاری از مجلسها مردان و زنان در دو سوی میدان میایستند؛ از چیدمان جمعیت پیروی کنید.
- زودتر برسید. اجراهای بزرگ شلوغ میشوند و جای دید خوب زود پر میشود.
- پیش از عکاسی از نزدیک یا فیلم گرفتن از چهرهی تماشاگران اجازه بگیرید و وارد محدودهی صحنه نشوید.
- دست نزنید و در لحظههای سوگ ساکت بمانید؛ واکنش جمعیت گریه و صلوات است، نه تشویق.
- داستان مجلس را از پیش بخوانید تا نشانهها را بهتر بفهمید. هنرهای روایی خویشاوند تعزیه، مثل نقالی و پردهخوانی، هم برای درک این زبان کمک میکنند.
پرسشهای رایج
تعزیه چیست؟
تعزیه یا شبیهخوانی نمایشی آیینی و آوازی است که بیشتر رویدادهای کربلا در سال ۶۱ هجری را روایت میکند. شعر، موسیقی، آواز و حرکت چهار جزء اصلی آناند و همهی نقشها را مردان بازی میکنند.
تعزیه چه سالی در یونسکو ثبت شد؟
تعزیه در سال ۲۰۱۰ میلادی (۱۳۸۹ خورشیدی) بهعنوان عنصری تنها از ایران در فهرست معرف میراث فرهنگی ناملموس بشری یونسکو ثبت شد.
فرق موافقخوان و مخالفخوان در تعزیه چیست؟
موافقخوانها نقش امام حسین و یارانش را دارند، سبز یا سیاه میپوشند و شعر را با آواز در دستگاههای موسیقی ایرانی میخوانند. مخالفخوانها سرخپوشاند و شعر را بیآهنگ و با صدای بلند ادا میکنند.
تکیه دولت کجا بود؟
تکیهی دولت بنایی مدور در کنار کاخ گلستان تهران بود که در دورهی ناصرالدینشاه برای اجرای تعزیه ساخته شد و در سال ۱۳۲۶ خورشیدی (۱۹۴۷ میلادی) تخریب شد.
بهترین زمان برای دیدن تعزیه کی است؟
دههی اول محرم فصل اصلی تعزیه است و در بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک تا ماه صفر ادامه دارد. چون محرم ماهی قمری است، هر سال حدود ده یازده روز زودتر از سال قبل میرسد.



