ردیف مجموعهی نغمههای کهن موسیقی ایرانی است که در هفت دستگاه و چند آواز چیده شده و نسل به نسل، از استاد به شاگرد رسیده است. قصهی شکلگیریاش در دربار قاجار، راه آموختنش و ثبت جهانیاش را اینجا بخوانید.
در کلاسهای قدیمی موسیقی ایرانی کتاب نتی روی میز نبود. استاد سهتار را برمیداشت، جملهای کوتاه از «درآمد» دستگاه شور را مینواخت و شاگرد همان را تکرار میکرد؛ آنقدر که انگشتها و گوش هر دو آن را از بر کنند. فردا جملهی بعدی و ماه بعد گوشهی بعدی. حاصل چند سال از این تکرار صبورانه چیزی است که به آن ردیف موسیقی ایرانی میگویند: گنجینهای از نغمههای کهن که هیچکس آن را یکجا نساخته و هر نسل، با حافظهی خودش، به نسل بعد سپرده است.
یونسکو ردیف را در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۹ میلادی) در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشری ثبت کرد. در ادامه میخوانید ردیف دقیقاً چیست، دستگاهها و آوازهایش کداماند، از کجا آمده، چطور آموخته میشود و اگر بخواهید آن را از نزدیک بشنوید کجا بروید.
ردیف چیست و چرا «ردیف» نام گرفته؟
واژهی ردیف به معنای ترتیب و نظم است و همین معنا کلید فهم آن است. ردیف مجموعهای از نغمههای سنتی است که هر کدام را «گوشه» مینامند و این گوشهها با ترتیبی مشخص در قالب دستگاهها و آوازها چیده شدهاند. یونسکو در معرفی این عنصر از بیش از ۲۵۰ واحد نغمهای یا گوشه نام میبرد که در چرخههایی منظم شدهاند.
در هر دستگاه معمولاً گوشهای که بمترین محدودهی صوتی را دارد اول میآید و «درآمد» نام دارد. گوشههای دیگر کموبیش از بم به زیر دنبالش میآیند و در پایان، گوشههای «فرود» موسیقی را به نت پایهی دستگاه برمیگردانند. بعضی گوشهها ده بیست ثانیه بیشتر نیستند و بعضی، مثل سلمک و شهناز در دستگاه شور، چند دقیقه طول میکشند.
نکتهی مهم این است که گوشه آهنگی ثابت برای اجرای عیناً تکراری نیست. ردیف بیشتر شبیه دستور زبان یک موسیقی است: نوازنده یا خواننده سالها آن را حفظ میکند تا روی صحنه بتواند بر اساس همین الگوها بداهه بنوازد یا بخواند و با حال خودش و حال شنونده پیش برود. به همین دلیل اجرای یک دستگاه در دو شب مختلف، حتی از یک هنرمند، هیچوقت یکسان نیست.
هفت دستگاه و آوازهای وابسته
در طبقهبندی رایج، ردیف هفت دستگاه دارد و چند «آواز» که هر کدام زیرمجموعهی یکی از دستگاهها شمرده میشوند. ردیف میرزا عبدالله، شناختهشدهترین روایت سازی، حدود ۲۵۰ گوشه را در هفت دستگاه و پنج آواز جای داده است:
| دستگاه | آوازهای وابسته |
|---|---|
| شور | ابوعطا، بیات ترک، افشاری، دشتی |
| همایون | بیات اصفهان |
| ماهور | ندارد |
| سهگاه | ندارد |
| چهارگاه | ندارد |
| راستپنجگاه | ندارد |
| نوا | ندارد |
این شمارش قطعی نیست. بعضی پژوهشگران بیات کرد را هم آوازی جدا از شور میدانند و هرمز فرهت، موسیقیشناس ایرانی، در پژوهش مشهورش به جای هفت دستگاه از دوازده دستگاه سخن گفت. شور را بسیاری مهمترین دستگاه میدانند و آن را در کنار ماهور «مادر» دستگاهها خواندهاند. در مقابل، نوا و راستپنجگاه گوشههای مشترک زیادی با دستگاههای دیگر دارند.
بعضی گوشهها راه رفتن از یک دستگاه به دستگاه دیگر را باز میکنند؛ به این جابهجایی «پردهگردانی» میگویند. دلکش در ماهور و حصار و مویه در چهارگاه از نمونههای شناختهشدهی این گوشهها هستند و معمولاً در میانهی دستگاه میآیند، نه در آغاز و پایان.

از دربار ناصرالدینشاه تا میان مردم
موسیقی ایران پیش از ردیف بر پایهی نظام «مقام» آموزش داده میشد و گذار از مقام به دستگاه به تدریج، از میانهی دورهی صفوی تا اواخر قاجار، رخ داد. دربارهی زمان دقیق شکلگیری ردیف میان پژوهشگران اختلاف هست؛ داریوش طلایی آغاز نظمدهی نغمهها در قالب ردیف را سدهی نوزدهم میلادی میداند و برونو نتل، موسیقیشناس آمریکایی، پیشینهی آن را دستکم به سدهی هجدهم میلادی میرساند. خود واژهی ردیف در اواخر قاجار رواج یافت. کتاب «بحورالالحان» از فرصتالدولهی شیرازی که حدود سال ۱۹۱۴ میلادی در بمبئی چاپ شد، هفت دستگاه را با گوشههایشان برمیشمارد اما هنوز واژهی ردیف را به کار نمیبرد.
شکلگیری ردیف را معمولاً به علیاکبر فراهانی، نوازندهی چیرهدست تار در دربار ناصرالدینشاه، نسبت میدهند. ردیف خود او به جا نمانده، اما ردش در همهی ردیفهای بعدی پیداست، بهویژه از راه دو پسرش: میرزا عبدالله و آقا حسینقلی.
میرزا عبدالله و ردیفی که بیشتر از همه آموخته شد
میرزا عبدالله فراهانی در سال ۱۲۲۲ خورشیدی (۱۸۴۳ میلادی) در فراهان به دنیا آمد و در سال ۱۲۹۷ (۱۹۱۸ میلادی) در تهران درگذشت. تار مینواخت اما شهرتش بیشتر به سهتار بود. آنچه روایت او را از بقیه جدا کرد، علاقهاش به گردآوری مجموعهای بزرگ از قطعهها و حوصلهاش در تدریس بود. ابوالحسن صبا، علینقی وزیری، مهدیقلی هدایت، فرصتالدولهی شیرازی، اسماعیل قهرمانی و پسرش احمد عبادی از شاگردان او بودند و از همین راه، ردیف میرزا عبدالله پرکاربردترین روایت ردیف در میان موسیقیدانان ایرانی شد.
تنها صدایی که از خود میرزا عبدالله باقی مانده، صفحههایی است که حدود سال ۱۲۸۴ خورشیدی (۱۹۰۵ میلادی) برای کمپانی گرامافون ضبط کرد. ردیف او اما از راه شاگردانش زنده ماند. نورعلی برومند آن را از روایت اسماعیل قهرمانی آموخت و ضبط کرد. ژان دورینگ، پژوهشگر فرانسوی، همین روایت را به نت درآورد و ترجمهی فارسی آن در سال ۱۳۷۰ با عنوان «ردیف سازی موسیقی سنتی ایران» منتشر شد. ردیف آقا حسینقلی کوتاهتر و پرکارتر است؛ شاید چون او بیشتر نوازنده بود و برادرش بیشتر معلم.
بیرون آمدن ردیف از دربار را به درویشخان نسبت میدهند که پس از جدا شدن از دربار، در تهران برای مردم ساز میزد و شاگرد میگرفت. بعدها ردیف آوازی هم شکل گرفت؛ ردیف عبدالله دوامی و محمود کریمی از شناختهترینها هستند و ردیف کریمی با ۱۴۵ گوشه گستردهترین ردیف آوازی به جا مانده است.
آموختن سینهبهسینه؛ ده سال کنار استاد
یونسکو در پروندهی ردیف بر همین شیوهی انتقال تأکید کرده است: آموزش شفاهی از استاد به شاگرد که معمولاً بیش از یک دهه طول میکشد و در آن شاگرد همهی ردیف را از بر میکند. در این پرونده از این سالها با تعبیری نزدیک به «ریاضت موسیقایی» یاد شده است. بعضی استادان قدیم بهترین شاگردشان را «خلیفه» میکردند تا درس را با دیگران مرور کند؛ مرتضی نیداوود خلیفهی درویشخان بود و شاگردان پس از کلاس استاد به اتاق کناری میرفتند تا درس را با او تمرین کنند.
چون بیشتر استادان ردیف را از چند استاد آموخته بودند، روایتها با هم درمیآمیختند و ردیف هیچوقت متنی کاملاً ثابت نبود. نورعلی برومند، که خودش نزد درویشخان، موسی معروفی و اسماعیل قهرمانی درس گرفته بود، از سال ۱۳۴۴ در دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران ردیف درس داد و بعدها در مرکز حفظ و اشاعهی موسیقی که داریوش صفوت در سال ۱۳۴۷ بنیاد گذاشت. نسلی از نوازندگان و خوانندگانی که امروز نامشان را میشناسیم، از محمدرضا لطفی و حسین علیزاده تا محمدرضا شجریان، شاگرد همین کلاسها بودند.
ضبط و نتنویسی این روند را کمی تغییر داد. علینقی وزیری از نخستین کسانی بود که ردیف را به نت درآورد. ردیفی که موسی معروفی گرد آورد و در سال ۱۳۴۲ (۱۹۶۳ میلادی) منتشر شد، بیش از چهارصد گوشه را در بر میگیرد، هرچند بخشی از آنها تکراریاند. از دههی پنجاه خورشیدی هم ردیف استادانی چون علیاکبر شهنازی، نورعلی برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن، عبدالله دوامی و محمود کریمی ضبط شد و به دست ما رسید.

ردیف زنده است، نه موزهای
ردیف در طول زمان گسترش هم یافته است. ابوالحسن صبا گوشههایی مثل «دیلمان» و «امیری» را از موسیقی نواحی شمال ایران به ردیف خودش افزود. حسن کسائی، استاد نی اصفهانی، گوشهی «هداوندی» را به ردیف نی اضافه کرد و محمود کریمی «بیات شیراز» را به آواز بیات اصفهان. محسن حجاریان، پژوهشگر موسیقی، از دستکم چهار مکتب ردیف در اصفهان، شیراز، قزوین و تهران نام میبرد. ردیفهایی هم که اول برای تار و سهتار تدوین شده بودند، بعدها برای کمانچه، سنتور، نی، ویولن و آواز بازنویسی شدند.
ردیف منتقدانی هم دارد. بعضی آن را نوآوری موسیقیدانان دربار قاجار میدانند که همهی موسیقی ایران، با تنوع قومی و منطقهایاش، را نمایندگی نمیکند؛ موسیقی نواحی مثل موسیقی بخشیهای خراسان راه خودش را رفته است. محمدرضا شجریان هم، که خود ردیفدان بود، گفته بود محدود ماندن موسیقی ایرانی در چارچوب ردیف مثل این است که بگوییم چون حافظ بهترین شعرها را سروده، دیگر کسی شعر نگوید. همین کشمکش میان حفظ و آفرینش، ردیف را زنده نگه داشته است.
ثبت جهانی و آنچه یونسکو در ردیف دید
ردیف موسیقی ایرانی در نشست کمیتهی بیندولتی یونسکو که در سال ۲۰۰۹ در ابوظبی برگزار شد، در فهرست معرف میراث فرهنگی ناملموس بشری ثبت شد. این پرونده فقط به نام ایران است. یونسکو ردیف را «رپرتوار سنتی موسیقی کلاسیک ایران» و جوهر فرهنگ موسیقایی ایرانی توصیف کرده و از سازهایی نام برده که ردیف با آنها اجرا میشود: تار و سهتار، سنتور، کمانچه و نی، در کنار آواز. در این پرونده ردیف نماد هویت فرهنگی و ملی ایرانیان دانسته شده است.
به گفتهی سید محمد موسوی، مدیر مؤسسهی فرهنگی هنری ماهور، ایدهی ثبت جهانی ردیف را نخستین بار هومان اسعدی مطرح کرد و خودش هم اجرای آن را پیش برد. پرونده به دو فیلم مستند کوتاه و بلند نیاز داشت و هزینهاش را سازمان میراث فرهنگی پذیرفت.
ردیف نخستین عنصر موسیقایی ایران در فهرست یونسکو بود. بعد از آن موسیقی بخشیها، ساخت و نواختن کمانچه، دوتار، عود و رباب هم ثبت شدند. فهرست کامل این عناصر را در مقالهی میراث ناملموس ایران در یونسکو آوردهایم.

ردیف را کجا بشنویم و ببینیم؟
بهترین راه آشنایی با ردیف، شنیدن آن در اجرای زنده است. کنسرتهای موسیقی دستگاهی در تهران، اصفهان، شیراز و بیشتر شهرهای بزرگ برگزار میشوند و در معرفی بسیاری از آنها نام دستگاه یا آواز اجرا آمده است. جشنوارهی موسیقی فجر که معمولاً در بهمن در تهران برگزار میشود، بخش ویژهای برای موسیقی ایرانی دارد. اگر دنبال راهنمایی کلیتر برای شنیدن موسیقی سنتی و شناختن سازها هستید، راهنمای موسیقی سنتی ایران برای مسافران را بخوانید.
- موزهی صبا در تهران: خانهی ابوالحسن صبا، شاگرد میرزا عبدالله، در خیابان ظهیرالاسلام نزدیک میدان بهارستان، از سال ۱۳۵۳ موزه است. سهتاری که خود صبا ساخته، صفحههای گرامافون، دستنوشتهها و وسایل شخصیاش در آن نگهداری میشود.
- موزهی موسیقی ایران در تهران: این موزه که حدود سال ۱۳۸۵ تأسیس شد، نزدیک به ۱۵۰۰ ساز و حدود ۲۵ هزار ضبط قدیمی از سالهای ۱۹۰۶ تا ۱۹۷۹ میلادی در گنجینهاش دارد.
- موزهی موسیقی اصفهان: موزهای خصوصی در محلهی جلفا که از حدود سال ۱۳۹۴ بیش از ۳۰۰ ساز ملی و محلی را نشان میدهد و بازدیدکنندهها پس از بازدید میتوانند اجرای زندهی موسیقی ایرانی را بشنوند.
- یک کلاس آزمایشی: در بیشتر آموزشگاههای موسیقی ایرانی، آموزش سهتار، تار یا آواز با ردیف شروع میشود. یکی دو جلسه حضور در چنین کلاسی نشان میدهد ردیف چطور جمله به جمله منتقل میشود.
چند نکته هم برای شنیدن بهتر: پیش از کنسرت، درآمد شور یا ماهور را یکی دو بار از ضبطهای قدیمی بشنوید تا گوشتان با فضای آن آشنا شود. در بخشهای آوازی و بداهه سکوت سالن بخشی از اجراست، پس عکاسی و فیلمبرداری را به هماهنگی با برگزارکننده بسپارید. و اگر فرصت کردید، ضبط ردیف نورعلی برومند یا ردیف آوازی محمود کریمی را کامل بشنوید؛ شنیدن پشت سر هم گوشهها همان تجربهای است که شاگردان قدیم سالها با آن زندگی میکردند.
پرسشهای رایج
ردیف موسیقی ایرانی چیست؟
ردیف مجموعهی نغمههای سنتی موسیقی ایرانی است که هر کدام را گوشه مینامند و با ترتیبی مشخص در هفت دستگاه و چند آواز چیده شدهاند. نوازندگان و خوانندگان ردیف را از بر میکنند تا بر پایهی آن بداهه بنوازند و آهنگ بسازند.
ردیف موسیقی ایرانی چه سالی ثبت جهانی شد؟
ردیف موسیقی ایرانی در سال ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۸ خورشیدی) در فهرست معرف میراث فرهنگی ناملموس بشری یونسکو ثبت شد و پروندهی آن فقط به نام ایران است.
موسیقی ایرانی چند دستگاه دارد؟
در طبقهبندی رایج هفت دستگاه شور، همایون، ماهور، سهگاه، چهارگاه، راستپنجگاه و نوا وجود دارد. ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی آوازهای وابسته به شور هستند و بیات اصفهان آواز وابسته به همایون است.
ردیف میرزا عبدالله چیست؟
ردیف میرزا عبدالله روایتی از ردیف برای تار و سهتار است که میرزا عبدالله فراهانی (۱۲۲۲ تا ۱۲۹۷ خورشیدی) به شاگردانش آموخت. این روایت حدود ۲۵۰ گوشه دارد و پرکاربردترین ردیف در آموزش موسیقی ایرانی است.
یادگیری ردیف موسیقی ایرانی چقدر طول میکشد؟
یونسکو دورهی آموختن کامل ردیف را بیش از یک دهه کار مداوم با استاد توصیف کرده است. البته یادگیری مقدماتی چند دستگاه در کلاسهای آموزشگاهی در چند سال ممکن است.



