برجی فیروزهای که واژهی «الله» صدها بار بر آن تکرار شده، تالاری با صدها طاقچه برای چینیهای شاه عباس و قصهی فرشی که حالا در لندن است. بقعهی شیخ صفی، خاستگاه سلسلهی صفوی را بشناسید.
برج استوانهای آرامگاه شیخ صفی را که از نزدیک نگاه کنید، میبینید که آجرهای فیروزهای لابهلای آجرهای قهوهای فقط نقش نیستند؛ کلمهاند. یک واژه، «الله»، با خط بنایی بارها دور تا دور برج تکرار شده و به همین دلیل مردم اردبیل این بنا را گنبد اللهالله مینامند. زیر این برج، شیخ صفیالدین اردبیلی آرمیده است؛ عارفی که در سدهی هشتم هجری در اردبیل طریقتی صوفیانه بنیاد گذاشت و نوادگانش حدود دو سده بعد سلسلهی صفوی را به قدرت رساندند.
بقعهی شیخ صفیالدین اردبیلی در سال ۱۳۸۹ (۲۰۱۰ میلادی) در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. در ادامه میخوانید این مجموعه چطور از یک آرامگاه ساده به خانقاهی بزرگ و آرامگاه خاندانی شاهی تبدیل شد، در هر بخش آن چه باید دید و چه چیزهایی از گنجینهاش امروز در موزههای دیگر است.
شیخ صفی که بود؟
شیخ صفیالدین اسحاق اردبیلی میان سالهای ۶۵۰ تا ۷۳۵ قمری (حدود ۱۲۵۲ تا ۱۳۳۴ میلادی) زندگی کرد. او داماد و جانشین معنوی شیخ زاهد گیلانی، عارف نامدار گیلان، بود و پس از او رهبری طریقتش را به دست گرفت؛ طریقتی که از آن پس به نام خود او صفویه خوانده شد و شیخ از ۱۳۰۱ تا پایان عمر رهبریاش را بر عهده داشت.
پس از مرگ شیخ در سال ۷۳۵ قمری، پسرش صدرالدین موسی ساخت آرامگاهی را بر مزار پدر آغاز کرد و این نخستین هستهی مجموعه بود. رهبری طریقت در خاندان شیخ ماند و حدود ۱۷۰ سال بعد، اسماعیل، یکی از نوادگان او، در سال ۹۰۷ قمری (۱۵۰۱ میلادی) دودمان صفوی را بنیاد گذاشت و تبریز را پایتخت خود کرد. از آن پس بقعهی شیخ صفی برای شاهان صفوی هم زیارتگاه نیاکان بود و هم نماد مشروعیتشان؛ و هر کدام چیزی بر آن افزودند.
از آرامگاه تا خانقاه بزرگ
یونسکو ساخت مجموعه را میان آغاز سدهی شانزدهم و پایان سدهی هجدهم میلادی میداند. در این دوره، آرامگاه کوچک صدرالدین موسی به مجموعهای با کارکردهای گوناگون تبدیل شد: کتابخانه، مسجد، مدرسه، آرامگاههای خاندانی، آبانبار، بیمارستان، آشپزخانه، نانوایی و دفترهای اداری. مساحت محدودهی ثبتشده کمی بیش از دو هکتار است و معماران در همین فضای نهچندان بزرگ، با فرمهای سنتی معماری ایرانی، همهی این کارکردها را کنار هم جا دادهاند.
نکتهای که یونسکو در توصیف مجموعه بر آن تأکید میکند، مسیر رسیدن به آرامگاه شیخ است. این مسیر به هفت بخش تقسیم شده که با هفت مرحلهی سلوک عرفانی در تصوف هماهنگ است و این بخشها را هشت دروازه از هم جدا میکنند که نماد هشت آداب یا منش صوفیانهاند. به این ترتیب، راه رفتن از سردر اصلی تا حرم خودش سفری نمادین است؛ همان سیری که مرید از آستانهی خانقاه تا حضور شیخ میپیمود.

گنبد اللهالله و حرم
گنبد اللهالله کهنترین و نمادینترین بخش مجموعه است: برجی آجری و استوانهای به بلندی حدود ۱۷ متر که روی پایهای سنگی و هشتضلعی ایستاده و به گنبدی کمخیز ختم میشود. این برج را صدرالدین موسی بنا کرد و نقش تکرارشوندهی «الله» با آجر لعابدار فیروزهای و ردیفهای لوزی بر بدنهاش، آن را از دور هم شناختنی کرده است.
مزار شیخ صفی زیر همین گنبد قرار دارد و صندوقی چوبی با منبت و خاتمکاری آن را پوشانده است. در کنار آن آرامگاه چند تن از خاندان صفوی هم دیده میشود: شیخ حیدر، پدر شاه اسماعیل، در جنوب مزار شیخ آرمیده و خود شاه اسماعیل یکم هم در همین مجموعه به خاک سپرده شده است. دارالحفاظ، تالاری که نامش از حافظان قرآن گرفته شده، با کتیبههای قرآنی به خط ثلث و نسخ تزیین شده و پیشدرآمد ورود به حرم است.
چینیخانه؛ تالاری برای ظرفهای شاه عباس
چینیخانه از بناهای اولیهی مجموعه است و در آغاز جمعخانه یا تالار گردهمایی درویشان بود. در دورهی شاه عباس یکم، این تالار به گنجینهای برای کتابهای نفیس، اشیای قیمتی و ظرفهای چینی اهدایی تبدیل شد. شاه عباس در سال ۱۶۱۱ میلادی مجموعهای از چینیهای گرانبهای چینی را به یاد نیای خود به بقعه بخشید که به گزارش یک وقایعنامهی همان دوره، حدود ۱۱۶۲ قطعه بود.
دیوارها و سقف چینیخانه با طاقچههای کوچک فراوانی پوشیده شدهاند که هر کدام به شکل ظرفی خاص، از کاسه تا تنگ گردنباریک، بریده شده تا یک ظرف را در خود جا دهد. امروز بیشتر این طاقچهها خالیاند. ظرفها در دهههای گذشته به موزه منتقل شدند و امروز بخشی از آنها در خود بقعه، بخشی در موزهی آذربایجان تبریز و بیشترشان در تهران، در بخش دوران اسلامی موزهی ملی ایران، به نمایش درآمدهاند. سقف چینیخانه با مقرنسهای گچی، طلاکاری و نقاشی از چشمگیرترین فضاهای داخلی مجموعه است.

جنتسرا، قندیلخانه و شهیدگاه
جنتسرا تالاری هشتضلعی و بزرگ است که شاه طهماسب یکم در سال ۱۵۳۷ میلادی ساخت و به عنوان مسجد به کار میرفت. قندیلخانه، که نامش را از قندیلهای آویخته در آن گرفته، با مقرنسهای طلاکاریشدهاش پیش از ورود به حرم قرار دارد. دارالحدیث، چلهخانههایی که درویشان در آنها به خلوت چهلروزه مینشستند و آرامگاههای خاندانی دیگر هم در گوشه و کنار مجموعه پراکندهاند.
بیرون از حرم، شهیدگاه گورستانی است که بنا بر روایتهای محلی، کشتهشدگان سپاه شاه اسماعیل در جنگ چالدران در آن آرمیدهاند. سردر اصلی مجموعه در دورهی شاه عباس دوم و در سال ۱۰۵۷ قمری تکمیل شد. در حیاط اصلی هم حوضی با طرح گلبرگی دوازدهپر جلب توجه میکند.
فرش اردبیل؛ گنجینهای که در لندن است
مشهورترین شیئی که نام اردبیل را در جهان بلند کرده، فرش اردبیل است: دو قالی بزرگ با طرح ترنجی که در سال ۹۴۶ قمری (۱۵۳۹ و ۱۵۴۰ میلادی)، در دورهی شاه طهماسب، بافته شدهاند. در کتیبهی یکی از آنها بیتی از حافظ و این عبارت آمده است: «عمل بندهی درگاه مقصود کاشانی ۹۴۶»؛ تاریخی که این فرش را در شمار کهنترین قالیهای تاریخدار ایرانی قرار میدهد.
بنا بر روایت مشهور، این دو قالی در بقعهی شیخ صفی گسترده بودند، هرچند برخی پژوهشگران امروز در این روایت تردید دارند. آنها در سال ۱۸۹۰ میلادی فروخته شدند. نسخهی بزرگتر، به طول حدود ۱۰٫۵ متر، در سال ۱۸۹۳ با توصیهی ویلیام موریس به موزهی ویکتوریا و آلبرت لندن رسید و دیگری امروز در موزهی هنر شهرستان لسآنجلس نگهداری میشود. در بقعه نسخهای بازبافته از این فرش را میبینید. اگر به هنر قالیبافی علاقه دارید، مقالهی قالیبافی فارس و کاشان را هم بخوانید؛ کاشان احتمالاً همان شهری است که این فرش در آن بافته شد.

ثبت جهانی
یونسکو بقعه را در مرداد ۱۳۸۹ (ژوئیهی ۲۰۱۰)، در سیوچهارمین نشست کمیتهی میراث جهانی در برازیلیا، با معیارهای اول، دوم و چهارم ثبت کرد. در همان نشست بازار تاریخی تبریز هم ثبت شد و این دو، یازدهمین و دوازدهمین آثار جهانی ایران شدند. یونسکو این مجموعه را نمونهای کمیاب از عناصر معماری اسلامی سدههای میانه میداند که نماها و فضاهای داخلی پرتزیین و بهخوبی حفظشده و مجموعهای چشمگیر از اشیای تاریخی دارد. فهرست کامل این آثار را در مقالهی آثار ثبت جهانی ایران آوردهایم.
بقعه پیش از این، در دی ۱۳۱۰ و با شمارهی ۶۴، در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده بود و از نخستین بناهایی است که در این فهرست جای گرفتند. مرمت تزیینات داخلی، بهویژه طلاکاریها و مقرنسهای قندیلخانه، کاری مداوم است و ممکن است هنگام بازدید شما بخشی از فضاها در دست مرمت باشد؛ اگر چنین بود، تماشای کار مرمتگران را هم بخشی از تجربهی این مکان بدانید.
راهنمای بازدید از بقعهی شیخ صفی
بقعه در مرکز شهر اردبیل و در محلهی عالیقاپو قرار دارد و پیاده از بیشتر نقاط مرکزی شهر در دسترس است. اردبیل زمستانهای سخت و سردی دارد؛ بهترین زمان سفر از اواخر اردیبهشت تا اواخر شهریور است که هوای شهر خنک و دلپذیر است.
- زمان لازم: برای دیدن حیاطها، حرم، چینیخانه و جنتسرا دو ساعتی وقت بگذارید. فضاهای داخلی کمنورند؛ در هر تالار کمی بایستید تا چشم به نور عادت کند و جزئیات طلاکاریها پیدا شود.
- پوشش و رفتار: بقعه زیارتگاهی فعال است. پوشش مناسب اماکن مذهبی داشته باشید و در حرم آرام رفتار کنید.
- به سقفها نگاه کنید: بیشترین ظرافت در مقرنسهای طلاکاریشدهی قندیلخانه و طاقچههای چینیخانه است که بهراحتی از کنارشان رد میشوید.
- مسیر هفتگانه را دنبال کنید: از سردر اصلی آهسته به سمت حرم بروید و به گذر از حیاطها و درگاههای پیاپی دقت کنید؛ اینطور مفهوم معماری مجموعه ملموستر میشود.
اردبیل را معمولاً با آبهای گرم سرعین، دامنههای سبلان و دریاچهی شورابیل در یک سفر ترکیب میکنند و تبریز، پایتخت نخست صفویان، هم در مسیر رفت یا برگشت بسیاری از مسافران است. برای دیدن جای این آثار و دیگر آثار جهانی شمال غرب ایران، نقشهی تعاملی میراث جهانی ایران را باز کنید.
پرسشهای رایج
بقعهی شیخ صفی کجاست؟
بقعهی شیخ صفیالدین اردبیلی در مرکز شهر اردبیل و در محلهی عالیقاپو قرار دارد و پیاده از نقاط مرکزی شهر در دسترس است.
شیخ صفیالدین اردبیلی که بود؟
شیخ صفیالدین اردبیلی (حدود ۱۲۵۲ تا ۱۳۳۴ میلادی) عارف و بنیانگذار طریقت صفویه بود. نوادگان او، به رهبری شاه اسماعیل یکم، در سال ۱۵۰۱ میلادی سلسلهی صفوی را بنیاد گذاشتند.
بقعهی شیخ صفی چه زمانی ثبت جهانی شد؟
این مجموعه در سال ۲۰۱۰ میلادی (۱۳۸۹ خورشیدی) در سیوچهارمین نشست کمیتهی میراث جهانی یونسکو، همزمان با بازار تاریخی تبریز، ثبت شد.
فرش اردبیل کجاست؟
فرش اردبیل که در سال ۹۴۶ قمری بافته شده، امروز در موزهی ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری میشود و جفت آن در موزهی هنر شهرستان لسآنجلس است. در بقعه نسخهای بازبافته از آن به نمایش گذاشته شده است.
بهترین زمان بازدید از بقعهی شیخ صفی کی است؟
اواخر اردیبهشت تا اواخر شهریور بهترین زمان است؛ اردبیل زمستانهای بسیار سردی دارد ولی تابستانش خنک و دلپذیر است.



