گنبدی فیروزهای به بلندی حدود پنجاه متر که قرار بود زیارتگاه دو امام شیعه باشد و آرامگاه سازندهاش، اولجایتوی ایلخانی، شد. قصهی پایتخت فراموششدهی مغولها و راهنمای دیدن آن را بخوانید.
در جادهی قدیم زنجان به قزوین، دشت آنقدر صاف و باز است که گنبد فیروزهای سلطانیه را از کیلومترها دورتر میبینید؛ گنبدی تخممرغی حدود پنجاه متر بلند که هشت منارهی باریک دورش ایستادهاند و پایین پایش شهری کوچک پهن شده است. هفتصد سال پیش اینجا پایتخت امپراتوری ایلخانان بود و این گنبد، که امروز گنبد سلطانیه مینامیمش، قرار بود آرامگاه دو امام شیعه باشد. سرانجام اما آرامگاه سازندهی خودش شد: سلطان محمد اولجایتو.
گنبد سلطانیه کهنترین گنبد دوپوستهی باقیمانده در ایران است و در سال ۱۳۸۴ (۲۰۰۵ میلادی) در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. در ادامه قصهی ساختش، دو لایهی تزیینات درونیاش و آنچه در بازدید باید دید را مرور میکنیم.
سلطانیه کجاست؟
سلطانیه شهری کوچک در استان زنجان است، کمتر از پنجاه کیلومتر در شرق شهر زنجان و حدود ۲۴۰ کیلومتر در شمال غرب تهران. شهر در دشتی مرتفع به ارتفاع حدود ۱۷۸۰ متر از سطح دریا و بر سر راه آذربایجان به فلات مرکزی قرار دارد. ایلخانان مغول این دشت خوشآبوهوا را نخست برای اردوی تابستانی خود برگزیدند.
این بنا را با نامهای مختلفی جستجو میکنند: گنبد سلطانیه، آرامگاه اولجایتو، مقبرهی سلطان محمد خدابنده و در منابع انگلیسی Soltaniyeh یا Dome of Soltaniyeh.
پایتختی که با سازندهاش مرد
ارغون، چهارمین ایلخان، در دههی ۱۲۸۰ میلادی این دشت را برای اردوی تابستانی برگزید و ساخت شهری را آغاز کرد. پسرش اولجایتو، که بعدها نام سلطان محمد خدابنده را بر خود گذاشت، کار پدر را به شکلی بسیار بزرگتر ادامه داد و در آغاز سدهی چهاردهم میلادی سلطانیه را پایتخت ایلخانان کرد. نام شهر از واژهی سلطان آمده و معنایش چیزی شبیه «شاهانه» است.
سلطانیه در آن سالها شهری چندفرهنگی و پررونق بود. پاپ یوحنای بیستودوم در سال ۱۳۱۸ میلادی در این شهر اسقفنشینی بزرگ برای کلیسای کاتولیک تأسیس کرد و کلاویخو، سفیر اسپانیا که در آغاز سدهی پانزدهم از اینجا گذشت، از سلطانیه به عنوان بازاری مهم برای تجارت ابریشم یاد کرده است. با این همه، شهر پس از مرگ اولجایتو در سال ۱۳۱۶ میلادی رو به افول گذاشت. با فروپاشی حکومت ایلخانان در دههی ۱۳۳۰ میلادی، جایگاه پایتختی هم از دست رفت و امروز از آن شهر بزرگ، جز گنبد و چند بنای پراکنده، چیز زیادی بر جا نمانده است.

آرامگاهی که برای دو امام ساخته شد
ساخت آرامگاه میان سالهای ۷۰۳ تا ۷۱۳ قمری (حدود ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۲ میلادی) انجام شد. اولجایتو در جوانی با آیینهای گوناگون آشنا شده بود و سرانجام به مذهب شیعه گروید. پس از آن تصمیم گرفت آرامگاهی که در پایتختش میساخت به زیارتگاه امام علی و امام حسین تبدیل شود و پیکر آن دو را از نجف و کربلا به سلطانیه بیاورد. این طرح هیچگاه عملی نشد و برخی پژوهشگران احتمال میدهند مخالفت شیعیان عراق در کنار گذاشتنش نقش داشته است. اولجایتو سرانجام خودش در این بنا به خاک سپرده شد.
بنا در سال ۱۳۱۳ میلادی رسماً گشایش یافت. تا آن زمان نخستین دورهی تزیینات، یعنی آجرکاری و کاشیکاری، کامل شده بود. اما اندکی بعد و پیش از مرگ اولجایتو در ۱۳۱۶، فرمان داده شد که سطح داخلی بار دیگر تزیین شود. این بار روی آجر و کاشی را با اندود گچ پوشاندند و رویش نقش و کتیبه کشیدند. پژوهشگرانی چون شیلا بلر با خواندن کتیبههای فراوان بنا، که بیشترشان هنوز خواندنیاند، ترتیب این مراحل ساخت و تزیین را روشنتر کردهاند.
معماری گنبد سلطانیه
پلان بنا هشتضلعی است و گنبدی تخممرغی به بلندی حدود ۵۰ متر (برخی منابع ۴۸٫۵ متر) و دهانهی داخلی حدود ۲۵ متر آن را میپوشاند. بیرون گنبد با آجرهای لعابدار فیروزهای پوشیده شده و دورتادور آن هشت منارهی باریک بر گوشههای هشتضلعی سوار شدهاند که امروز همه کوتاه و ناقصاند. یونسکو این گنبد را کهنترین نمونهی برجامانده از گنبدهای دوپوسته در ایران میداند: دو پوستهی آجری با فضایی خالی در میانشان؛ شیوهای که وزن گنبد را کم میکند و به معمار اجازه میدهد شکل بیرونی و درونی آن را جداگانه طراحی کند.
مجموعه سه بخش اصلی دارد: گنبدخانه، تربتخانه که در جنوب گنبدخانه با محرابی رو به قبله ساخته شده، و سردابهای که زیر بنا قرار دارد. در طبقهی بالا، ایوانهایی رو به بیرون دورتادور بنا را گرفتهاند که از آنها میشود دشت سلطانیه را تا کوههای دوردست دید. اولجایتو میخواست آرامگاهش با مقبرهی عظیم سلطان سنجر سلجوقی در مرو، که در سال ۱۱۵۷ میلادی ساخته شده بود، رقابت کند؛ و آرتور پوپ، پژوهشگر نامدار هنر ایران، گنبد سلطانیه را بنایی خوانده که تاجمحل را از پیش نوید میدهد.

جزئیاتی که نباید از دست داد
- طاقهای ایوانهای بالا: سقف ایوانها با گچبریهایی پوشیده شده که نقش ستاره و گره و گلهای ظریف دارند و رنگ سرخ و اخراییشان هنوز پیداست. اینها از لایهی دوم تزییناتاند و الگوهایشان به تذهیب کتابهای همان دوره شباهت دارد.
- دو لایهی تزیینات: هرجا گچ ریخته است، آجرکاری و کاشیهای لایهی نخست از زیرش پیداست. ایستادن کنار این شکافها مثل ورق زدن دو صفحه از یک کتاب است.
- کتیبهها: بنا پر از کتیبههای قرآنی به خطهای گوناگون است، از کوفی بنایی که با آجر و کاشی ساخته شده تا نوشتههایی که روی گچ نقاشی شدهاند.
- مقرنسها: در ایوانهای طبقهی بالا، مقرنسهای گچی و نقاشیشده را ببینید که سایهروشنشان با چرخش آفتاب عوض میشود.
ثبت جهانی و وضعیت امروز
یونسکو گنبد سلطانیه را در تیر ۱۳۸۴ (ژوئیهی ۲۰۰۵) با معیارهای دوم، سوم و چهارم ثبت کرد و آن را حلقهای اساسی و بنایی کلیدی در تحول معماری اسلامی در آسیای مرکزی و غربی دانست. این هفتمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی بود. محدودهی ثبتشده حدود ۷۹۰ هکتار است و افزون بر آرامگاه، بخشی از محوطهی شهر کهن ایلخانی را هم در بر میگیرد. فهرست کامل آثار ثبتشدهی ایران را در مقالهی آثار ثبت جهانی ایران بخوانید.
مرمت گنبد سلطانیه از دههی ۱۳۵۰ خورشیدی آغاز شده و هنوز ادامه دارد. داربستهای فلزی که سالها در فضای داخلی برپا بودهاند، تصویر آشنای بازدیدکنندگان این بناست و جلوی دیدن کامل گنبد از درون را میگیرند. مسئولان میراث فرهنگی بارها از برنامهی برچیدن این داربستها و استفاده از تجهیزات متحرک به جای آنها خبر دادهاند، اما گزارشها نشان میدهد که تا خرداد ۱۴۰۳ بخش بزرگی از فضای داخلی همچنان زیر داربست بود و گنبد از درون بهطور کامل دیده نمیشد.
آنچه از شهر سلطانیه مانده است
در اطراف گنبد چند بنای دیگر هم ارزش دیدن دارند. آرامگاه چلبیاوغلو، برجی آجری هشتضلعی از دههی ۱۳۳۰ میلادی، نزدیک گنبد اصلی است و نشان میدهد که شهر پس از اولجایتو هم تا مدتی بنا میساخت. حدود دو و نیم کیلومتر جنوبتر، آرامگاه ملاحسن کاشی با گنبد فیروزهایاش در دشت تنها ایستاده است. ملاحسن کاشی شاعر و عارف سدهی هشتم هجری بود و آرامگاهش در سال ۱۵۶۶ میلادی، در دورهی شاه طهماسب صفوی، کامل شد.
اگر اهل طبیعتگردی هستید، معبد صخرهای داشکسن در نزدیکی روستای ویر، حدود پانزده کیلومتری شمال شرق سلطانیه، را هم در نظر داشته باشید. این مجموعهی نیمهتمام ایلخانی به خاطر نقش برجستهی دو اژدها، هر کدام حدود پنج متر طول، مشهور است و از معدود نشانههای آشکار تأثیر هنر چینی و مغولی در معماری سنگی ایران به شمار میرود. رسیدن به آن از کنار روستا چند کیلومتر راه پیاده یا خاکی دارد و بهتر است همراه یک راهنمای محلی بروید.

راهنمای بازدید از گنبد سلطانیه
بهار و اوایل پاییز بهترین فصل سفر به سلطانیه است. زمستانهای این دشت سرد و گاهی پربرف است و در تابستان آفتاب ظهر روی دشت بیسایه تند میشود. نور مایل عصر گنبد فیروزهای را روشنتر و آجرهای بدنه را گرمتر نشان میدهد و برای عکاسی از بیرون بهترین زمان است.
- رسیدن به سلطانیه: سلطانیه نزدیک آزادراه تهران به زنجان قرار دارد و از زنجان با خودروی شخصی یا تاکسی بهراحتی میتوان به آن رسید. بسیاری از مسافران مسیر تهران به تبریز اینجا را در یک توقف چندساعته میبینند.
- زمان لازم: برای خود آرامگاه یک تا دو ساعت کافی است. اگر میخواهید آرامگاه ملاحسن کاشی و چلبیاوغلو را هم ببینید، نیمروز در نظر بگیرید.
- طبقهی بالا را از دست ندهید: اگر مسیر پلهها باز باشد، حتماً به ایوانهای طبقهی دوم بروید؛ هم گچبریها از نزدیک دیده میشوند و هم منظرهی دشت.
- با چشم مرمتگر نگاه کنید: لکههای گچ ریخته، آجرهای تازهی جایگزین و داربستها را بخشی از داستان بنا بدانید؛ سلطانیه کارگاهی زندهی مرمت است.
سلطانیه را میتوان در یک سفر چندروزه با تخت سلیمان، که آباقاخان ایلخانی کاخ تابستانیاش را آنجا ساخت، ترکیب کرد. اگر به آرامگاههای برجی علاقه دارید، گنبد قابوس در گلستان نمونهای سه سده کهنتر از همین سنت است. برای دیدن جای این آثار روی نقشه، نقشهی تعاملی میراث جهانی ایران را باز کنید.
پرسشهای رایج
گنبد سلطانیه کجاست؟
گنبد سلطانیه در شهر سلطانیه در استان زنجان، کمتر از پنجاه کیلومتر در شرق شهر زنجان و حدود ۲۴۰ کیلومتر در شمال غرب تهران قرار دارد.
گنبد سلطانیه آرامگاه کیست؟
گنبد سلطانیه آرامگاه سلطان محمد اولجایتو (خدابنده)، فرمانروای ایلخانی است. او ابتدا قصد داشت پیکر امام علی و امام حسین را به این بنا منتقل کند، اما این طرح عملی نشد و خودش در آن به خاک سپرده شد.
گنبد سلطانیه چه زمانی ساخته شد؟
ساخت آرامگاه میان سالهای ۷۰۳ تا ۷۱۳ قمری، یعنی حدود ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۲ میلادی، انجام شد و بنا در سال ۱۳۱۳ میلادی گشایش یافت.
گنبد سلطانیه چه زمانی ثبت جهانی شد؟
گنبد سلطانیه در سال ۲۰۰۵ میلادی (۱۳۸۴ خورشیدی) به عنوان هفتمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
ارتفاع گنبد سلطانیه چقدر است؟
ارتفاع گنبد حدود ۵۰ متر (برخی منابع ۴۸٫۵ متر) و قطر دهانهی داخلی آن حدود ۲۵ متر است. این گنبد کهنترین گنبد دوپوستهی باقیمانده در ایران به شمار میرود.



