از جعبهی تخم نوغان در بهار گیلان تا نخ ابریشمی که به دار قالی کاشان میرسد؛ چرخهی نوغانداری، تاریخ ابریشم ایران، وضعیت امروز گیلان و خراسان و ثبت جهانی مشترک هفت کشور را بخوانید.
اردیبهشت که میرسد، در روستاهای گیلان جعبههای کوچک تخم نوغان دستبهدست میشود. چند هفته بعد اتاقی که برای کرمها خالی شده، پر از صدای ریز و یکنواختی است که به صدای باران شبیه است: صدای هزاران کرم ابریشم که برگ تازهی توت را میجوند. نوغاندار هر روز چند بار برگ میچیند، بسترها را تمیز میکند و منتظر روزی میماند که کرمها از غذا دست بکشند و دور خودشان پیله بتنند. نوغانداری و تولید سنتی ابریشم همین چرخهی کهن است که از درخت توت شروع میشود و به تار و پود فرش و پارچه میرسد، و در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۲ میلادی) با پروندهای مشترک میان ایران و شش کشور دیگر در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شد.
در ادامه چرخهی زندگی کرم ابریشم را از تخم تا نخ دنبال میکنیم، به جایگاه ابریشم در تاریخ ایران و اقتصاد گیلان سر میزنیم و میگوییم امروز در کدام استانها میشود این سنت را از نزدیک دید.
نوغانداری یعنی چه؟
«نوغان» در فارسی به تخم کرم ابریشم و گاه به خود کرم گفته میشود و نوغانداری یعنی پرورش کرم ابریشم برای گرفتن پیله و ابریشم. یونسکو این میراث را چنین شرح میدهد: کشاورز در تمام چرخهی زندگی کرمها از آنها مراقبت میکند، درخت توت میکارد تا برگش خوراک کرمها باشد و تخم نوغان تولید میکند. سپس الیاف را از پیله باز میکنند، به نخ ابریشم تبدیل میکنند، میشویند و رنگ میکنند و از این نخ پارچه، قالی، گلیم و پرده میبافند.
پس این میراث فقط پرورش کرم نیست. باغ توت، اتاق پرورش، کارگاه ابریشمکشی، کارگاه رنگرزی و دار قالی همه حلقههای یک زنجیرهاند و هر حلقه دانش خودش را دارد. به گفتهی پروندهی ثبت، فرآوردههای ابریشمی در عروسیها، سوگواریها و دورهمیهای خانوادگی هم جای خود را دارند و همین است که ابریشم را از یک کالای صرف به بخشی از زندگی اجتماعی تبدیل کرده است.

از تخم تا پیله؛ یک بهار پرکار
فصل نوغانداری در ایران با بهار و سبز شدن درختهای توت شروع میشود. در گیلان توزیع تخم نوغان معمولاً از اردیبهشت آغاز میشود؛ تخمها در جعبههای کوچک میان نوغانداران پخش میشود و از همان روز شمارش معکوس فصل آغاز میشود.
کرم ابریشم در این دوره چند بار پوست میاندازد و پس از چهارمین پوستاندازی آمادهی پیلهتنی میشود. در این فاصله تنها خوراکش برگ توت است: برگ تازه و نرم برای کرمهای کوچک، در حالی که کرمهای بزرگتر برگهای کهنهتر را هم میخورند. کرم بالغ از دو غدهی سرش رشتهای پیوسته ترشح میکند و در دو سه روز خود را کاملاً در پیله میپیچد. از تخم تا پیله در مجموع حدود یک ماه و نیم طول میکشد. هر پیله تنها مقدار کمی ابریشم مرغوب دارد؛ به همین دلیل برای یک پوند ابریشم خام، یعنی کمتر از نیم کیلو، حدود ۲۵۰۰ کرم لازم است.
بعد نوبت ابریشمکشی است. پیلهها را در آب داغ میجوشانند تا صمغ ابریشم نرم شود و سر رشته پیدا شود. ابریشمکش رشتههای چند پیله را با هم میگیرد، روی چرخ میپیچد و نخ خام به دست میآید. این نخ را میتابند، میشویند و رنگرز با رنگهای گیاهی یا رنگهای امروزی رنگش میکند تا به دست بافنده برسد.

ابریشم در تاریخ ایران
ایران از روزگار باستان بر سر راه تجارت ابریشم قرار داشت. اشکانیان ابریشم چینی را به رومیان میفروختند و بنا بر روایتی که مورخان نقل کردهاند، درخشش پرچمهای ابریشمی سپاه اشکانی در نبرد حران سربازان رومی را شگفتزده کرد. در دورهی ساسانی تجارت ابریشمی که به سوی بیزانس و اروپا میرفت در دست ایران بود و پارچههای ابریشمی ساسانی چنان ارزشی داشتند که نمونههایی از آنها، بهعنوان پوشش بقایای مقدس، در گنجینهی کلیساهای اروپا باقی ماند.
اوج داستان ابریشم ایران اما در گیلان رقم خورد. تاریخ دقیق رسیدن کرم ابریشم به گیلان روشن نیست، اما از سدهی پانزدهم میلادی این ولایت تولیدکنندهی بزرگ ابریشم و یکی از ثروتمندترین ایالتهای ایران بود. پادشاهان صفوی تجارت ابریشم را در انحصار دربار گرفتند و این تجارت مهمترین منبع درآمد بازرگانی خزانه شد؛ ادارهی صادراتش را هم به بازرگانان ارمنی و یونانی میسپردند. از سدهی شانزدهم تا میانهی سدهی نوزدهم میلادی گیلان صادرکنندهی اصلی ابریشم در آسیا بود.
در میانهی سدهی نوزدهم بیماری مرگباری در میان کرمهای ابریشم افتاد و اقتصاد گیلان را از کار انداخت. کشاورزان به برنج روی آوردند و کشت چای هم به گیلان آمد؛ دو محصولی که امروز چهرهی کشاورزی این استاناند. نوغانداری اما از میان نرفت و در کنار شالیزارها ادامه پیدا کرد.
ابریشم در هنرهای ایرانی هم ردّ پررنگی دارد. کاشان از قدیم به بافت قالی، پارچههای ابریشمی و منسوجات دیگر شهره بود و در دورهی صفوی قالیچههای تمامابریشم با نقش جانوران در آن بافته میشد. هنوز هم قالیهای مرغوب کاشان، قم، نائین و اصفهان گاه پرزی یکسره از ابریشم دارند. داستان این قالیها را در مقالهی قالیبافی فارس و کاشان آوردهایم. نخ ابریشم مادهی اصلی سوزندوزی ترکمن هم هست، هنری که در همان نشست یونسکو ثبت جهانی شد.

نوغانداری امروز؛ گیلان و خراسان
گیلان هنوز مهمترین قطب تولید پیلهی تر در ایران است. بنا بر گزارش سازمان جهاد کشاورزی گیلان که خبرگزاری مهر در اردیبهشت ۱۴۰۵ (مه ۲۰۲۶) منتشر کرد، در فصل نوغانداری ۱۴۰۴ (۲۰۲۵ میلادی) بیش از ۱۰ هزار و ۸۷۰ جعبه تخم نوغان میان ۷۴۵۵ خانوار گیلانی توزیع شد و حاصلش ۴۰۶ تن پیلهی تر بود که پس از فرآوری حدود ۶۵ تن نخ ابریشم خام داد. شهرستانهایی مثل رشت، لاهیجان، لنگرود، فومن، صومعهسرا، شفت، بندر انزلی و آستانهی اشرفیه از مراکز توزیع تخم نوغان در این استاناند.
خراسان رضوی چهرهی دیگری از این سنت را نشان میدهد. این استان زمانی رتبهی دوم تولید پیله در کشور را داشت و بنا بر گزارش روزنامهی جامجم در فروردین ۱۴۰۵ (آوریل ۲۰۲۶) به رتبهی چهارم رسیده، اما در تبدیل سنتی پیله به نخ ابریشم هنوز جایگاه نخست را دارد. بیش از ۳۰ هزار نفر در این استان در زنجیرهی نوغانداری کار میکنند و تربتحیدریه، کوهسرخ و درگز در سال ۱۴۰۴ پرتولیدترین شهرستانها بودند. در منابع از مازندران و اصفهان هم در کنار گیلان و خراسان بهعنوان استانهای نوغانداری نام بردهاند.
در مشهد، محلهی قدیمی «نوغان» در شمال حرم رضوی نامش را از همین پیلهگری خانگی گرفته است. پرورش کرم ابریشم در خانههای این محله تا دورهی پهلوی اول و اوایل پهلوی دوم رواج داشت و هنوز درختهای توت در خیابانهایش دیده میشود.
این زنجیره با دشواریهایی هم روبهروست. نوغانداران از کمبود برگ توت، هزینهی تسهیلات و رقابت نخ ابریشم وارداتی گلایه دارند. در خراسان رضوی برای حمایت از این زنجیره نهال توت یارانهای توزیع شده و تسهیلات کمبهره در نظر گرفتهاند تا باغهای توت و اتاقهای پرورش خالی نمانند.
ثبت جهانی و کشورهای شریک
کمیتهی بیندولتی پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در هفدهمین نشست خود در رباط مراکش، در آذر ۱۴۰۱ (۲۰۲۲ میلادی)، «نوغانداری و تولید سنتی ابریشم برای بافندگی» را در فهرست معرف میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت کرد. این پرونده هفت کشور را کنار هم آورده است: افغانستان، جمهوری آذربایجان، ایران، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان و ازبکستان. همهی این سرزمینها بر مسیرهای جادهی ابریشم یا در همسایگی آن بودهاند.
ثبت چندملیتی یعنی هیچ کشوری مالک انحصاری این میراث نیست و هر جامعه سهم خودش را در زنده نگه داشتن آن دارد. فهرست کامل عنصرهای ایرانی و کشورهای شریک هر کدام را در مقالهی میراث ناملموس ایران در یونسکو میتوانید ببینید.
چطور نوغانداری را از نزدیک ببینیم؟
بهترین زمان دیدن نوغانداری اواخر بهار است، یعنی از اردیبهشت تا خرداد که کرمها در حال رشدند و پیلهها کمکم چیده میشوند. روستاهای اطراف رشت، لاهیجان و فومن در گیلان، و در خراسان رضوی روستاهای تربتحیدریه و درگز، از جاهاییاند که این کار هنوز در خانهها انجام میشود. چند نکته را در نظر داشته باشید:
- با اجازه وارد شوید: اتاق پرورش بخشی از خانهی کشاورز است. بدون دعوت و هماهنگی وارد نشوید.
- به کرمها دست نزنید: کرم ابریشم در برابر بیماری حساس است و یک بیماری میتواند کار یک فصل را از بین ببرد. توصیههای نوغاندار را دقیق رعایت کنید.
- زنجیره را کامل ببینید: اگر فرصت دارید، از باغ توت تا کارگاه ابریشمکشی و رنگرزی را دنبال کنید؛ آنوقت قیمت یک فرش یا شال ابریشمی دستباف معنای دیگری پیدا میکند.
- سفر را با غذا کامل کنید: بهار گیلان فصل سبزیهای محلی و باقالی تازه است و آشپزی محلی گیلان بهانهی خوبی برای ماندن چند روز بیشتر است.
پرسشهای رایج
نوغانداری چیست؟
نوغانداری یعنی پرورش کرم ابریشم برای گرفتن پیله و ابریشم. نوغان در زبان مردم شمال ایران به تخم کرم ابریشم گفته میشود و کرمها فقط با برگ توت تغذیه میشوند.
نوغانداری چه زمانی ثبت جهانی شد؟
نوغانداری و تولید سنتی ابریشم برای بافندگی در آذر ۱۴۰۱ (۲۰۲۲ میلادی) در نشست رباط مراکش در فهرست معرف میراث ناملموس یونسکو ثبت شد.
کدام کشورها در پروندهی ثبت ابریشم شریکاند؟
هفت کشور: افغانستان، جمهوری آذربایجان، ایران، تاجیکستان، ترکیه، ترکمنستان و ازبکستان.
مهمترین استان تولید ابریشم در ایران کدام است؟
گیلان مهمترین قطب تولید پیلهی تر ایران است. خراسان رضوی هم در تبدیل سنتی پیله به نخ ابریشم رتبهی نخست کشور را دارد.
بهترین زمان دیدن پرورش کرم ابریشم کی است؟
اواخر بهار، از اردیبهشت تا خرداد، که تخم نوغان توزیع شده و کرمها در حال رشد و پیلهتنیاند. در این ماهها روستاهای گیلان و خراسان رضوی بهترین مقصدند.



