رباب از کهنترین سازهای آسیای مرکزی و جنوبی است و در شرق ایران، بهویژه در سیستان و بلوچستان، قرنها نواخته شده است. ساختمان ساز، جایگاهش در شعر فارسی و آیینها و ثبت مشترکش با افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان را بخوانید.
مثنوی مولوی با نالیدن نی آغاز میشود. سالها بعد سلطان ولد، پسر مولانا، مثنوی خودش را بر همان وزن سرود اما آن را با ساز دیگری شروع کرد و نامش را «ربابنامه» گذاشت. رباب از سازهایی است که شاعران صوفی بارها از آن یاد کردهاند و نامش در شعر مولوی و سعدی هم آمده است. ساخت و نواختن رباب در آذر ۱۴۰۳ (دسامبر ۲۰۲۴) با پروندهای مشترک از افغانستان، ایران، تاجیکستان و ازبکستان در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشری یونسکو ثبت شد.
در ادامه میخوانید رباب چه سازی است و چه گونههایی دارد، از کجا آمده، در ایران کجا نواخته میشود، چطور ساخته میشود و این ثبت جهانی دربارهی پیوند مردمان چهار کشور چه میگوید.
رباب چیست؟
رباب سازی زهی زخمهای با دستهی کوتاه است. بدنهاش را از یک تکه چوب میتراشند و درونش را خالی میکنند. روی بخش پایینی کاسه پوست، معمولاً پوست بز یا بره، میکشند و خرک روی همین پوست مینشیند و با کشش سیمها سر جایش میماند. ربابها معمولاً چند سیم اصلی برای ملودی دارند، دو سه سیم واخوان و شماری سیم همآوا که خودشان زخمه نمیخورند و فقط با لرزش سیمهای دیگر طنین میاندازند؛ همین سیمها صدای رباب را پرپژواک میکنند. ساز را با مضراب مینوازند.
این ساز در هر کشور نام و شکل خودش را دارد: در ایران رباب، در تاجیکستان روباب و در ازبکستان روبوب نامیده میشود. در افغانستان رباب کابلی را «شیر سازها» مینامند و یکی از دو ساز ملی آن کشور است. در کوهستان پامیر هم گونهای به نام رباب پامیری نواخته میشود که بدنه و دستهای کمعمقتر و شش سیم رودهای دارد. دامنهی رواج رباب و خویشاوندانش از این هم گستردهتر است: از پاکستان و کشمیر و پنجاب تا سینکیانگ در شمال غربی چین. رباب کابلی را نیای ساز سرود در شمال هند هم میدانند، با این تفاوت که رباب برخلاف سرود دستان دارد.
افغانستان استادان نامداری در این ساز داشته است؛ از استاد محمد عمر (۱۹۰۵ تا ۱۹۸۰ میلادی) در کابل و استاد رحیم خوشنواز (۱۹۴۳ تا ۲۰۱۱ میلادی) در هرات تا نوازندگان نسل تازهتر مثل همایون سخی. هرات، شهر استاد خوشنواز، پیوندهای موسیقایی دیرینهای با شرق خراسان، بهویژه تربت جام و تایباد، دارد.
یک نکتهی زبانی هم مهم است: در فارسی دو ساز با املای یکسان «رباب» وجود دارد. یکی همین ساز زخمهای است و دیگری ساز آرشهای قدیمی که نیای کمانچه دانسته میشود. موضوع پروندهی یونسکو رباب زخمهای است.
شکم، سینه، دسته و سر
در توصیف سازشناسان فارسیزبان، رباب چهار بخش دارد. «شکم» جعبهای خربزهایشکل است که بر سطح جلویش پوست کشیدهاند و خرکی کوتاه روی آن قرار دارد. «سینه» بخشی مثلثشکل با رویهای چوبی است و بر یک سطح کناریاش گوشیهایی برای سیمهای همآوا کار گذاشتهاند. روی «دسته»ی نسبتاً کوتاه حدود ده دستان از زه بسته میشود و «سر» ساز، مانند تار، جعبهی گوشیهای سیمهای اصلی است. مضراب را از شاخ یا پلاستیک میسازند. در برخی منابع از سه اندازهی رباب هم یاد شده است: شاهرباب که بزرگترین است، رباب میانه و رباب کوچک یا زیلچه.

ساز عارفان و شاعران
یونسکو رباب را یکی از کهنترین سازهای آسیای مرکزی، جنوبی و جنوب غربی میداند. کهنترین سند مکتوبی که هنری جورج فارمر، پژوهشگر تاریخ موسیقی، از سازی به نام رباب یافته، به متنهای عربی سدهی دهم میلادی برمیگردد. از آن پس این ساز و گونههایش در بخش بزرگی از آسیا رواج یافت و نامش در کتابهای فارسی هم بارها آمد.
ربابنامهی سلطان ولد شاید روشنترین نمونهی این پیوند باشد. این مثنوی بر وزن مثنوی مولانا سروده شده و با رباب آغاز میشود؛ سلطان ولد در آن نکتههای مثنوی پدرش را شرح داده و از اصول تصوف سخن گفته است. پیوند رباب با تصوف هنوز هم زنده است: در گزارشهای مربوط به این ثبت، از جایگاه رباب در میان پیروان طریقتهای نقشبندیه، چشتیه، قادریه و سهروردیه یاد شده است.
نقش سازهای خانوادهی رباب روی سفالینهها هم دیده میشود. کاسهای سفالی از ری، ساختهی حدود سال ۱۲۰۰ میلادی که امروز در موزهی هنر اسلامی برلین است، نوازندهای را با چنین سازی نشان میدهد.
رباب در ایران؛ سیستان، بلوچستان و خراسان
رباب در ایران بیش از همه ساز شرق کشور است و ریشههای عمیقی در استان سیستان و بلوچستان دارد. در گزارشهای مربوط به ثبت جهانی، از اهمیت رباب و آداب آن در میان جوامع افغان، بلوچ، زابلی یا سیستانی و خراسانی نام برده شده است. در سیستان و بلوچستان دو گونهی اصلی رایج است: ربابی با حدود هجده سیم که بلوچها با مضراب مینوازند و گونهای پنجسیمه در برخی نواحی سیستان.
توصیفی که از رباب رایج در این استان منتشر شده، بدنهای توخالی از چوب توت را نشان میدهد که رویش پوست بره کشیدهاند، با دستهای کوتاه، چهار سیم ملودی و چهارده سیم همآوا. از نوازندگان قدیمی این ساز در زاهدان، از زندهیاد موسی زنگشاهی یاد میکنند که حدود پنجاه شصت سال پیش شناختهترین ربابی شهر بود.
جوامع خراسانی هم در گزارشهای ثبت از حاملان این میراث شمرده شدهاند. در عکس بالای همین مقاله، که در تاجیکستان گرفته شده، ربابها کنار دوتار چیده شدهاند؛ دو سازی که هر دو در حوزهی فرهنگی خراسان بزرگ ریشه دارند.

ساختن رباب؛ نجاری، کندهکاری و ترصیع
به نوشتهی یونسکو رباب را از چوب توت خشکشدهای میسازند که در بیابانها گردآوری میشود. بدنه از تنهی درخت توت تراشیده میشود و بعضی سازندگان از چوب زردآلو هم استفاده میکنند. ساختن رباب مجموعهای از مهارتهای سنتی را میخواهد: نجاری، کندهکاری روی چوب، معرق و ترصیع. ربابها را اغلب با صدف، استخوان و فلزهای گوناگون میآرایند.
سیمهای رباب در قدیم از رودهی بزغاله ساخته میشد و امروز بیشتر نایلونی است. این مهارت معمولاً در خانواده و با کار عملی از نسلی به نسل دیگر میرسد. یونسکو مینویسد سازندگان رباب بیشتر مرداناند، اما نوازندگانش از هر دو جنس، از هر سن و از قومیتها و دینهای گوناگوناند.
رباب در زندگی مردم
رباب در موقعیتهای بسیار متفاوتی نواخته میشود. یونسکو از جشنها، عروسیها، مراسم سوگ، گردهماییهای اجتماعی و آیینهای درمانی نام میبرد و در کنار اینها از حضور رباب در ارکسترها و موسیقی معاصر، از جمله گروههایی با نوازندگانی از چند کشور. در بسیاری از جوامع، استادان رباب از ریشسفیدان محترماند و گاه آیینها و مراسم ویژهای را رهبری میکنند. روایتها و افسانههای مربوط به رباب در شعر و ادبیات این سرزمینها فراوان است و بزرگترها آنها را در مجلسها بازگو میکنند.
شاید مهمترین نکتهی پرونده همین باشد که یونسکو رباب را عامل پیوند میان مردم افغانستان، ایران، تاجیکستان و ازبکستان میداند؛ سازی که پلی برای تبادل فرهنگی و همبستگی بوده است، بهویژه برای جوامع مهاجری که موسیقیشان را با خود به سرزمین تازه بردهاند.

ثبت جهانی در پاراگوئه
پروندهی «هنر ساخت و نواختن رباب» روز چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۳ (۴ دسامبر ۲۰۲۴) در نوزدهمین نشست کمیتهی بیندولتی پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو در آسونسیون، پایتخت پاراگوئه، در فهرست معرف ثبت شد. این پرونده را چهار کشور افغانستان، ایران، تاجیکستان و ازبکستان با هم تهیه کرده بودند. در همان نشست جشن مهرگان هم با پروندهای مشترک میان ایران و تاجیکستان ثبت جهانی شد. ایران پیش از این هم با همسایگان شرقیاش میراثهای مشترکی را ثبت کرده بود؛ از جمله شب یلدا با افغانستان و جشن سده با تاجیکستان.
رباب به جمع سازهای دیگری پیوست که ساخت و نواختنشان پیشتر ثبت شده بود، از جمله کمانچه، دوتار و عود یا بربط. فهرست کامل عناصر ایران در یونسکو را در مقالهی میراث ناملموس ایران در یونسکو ببینید.
رباب را کجا بشنویم؟
برای شنیدن رباب در بستر خودش باید به شرق ایران سفر کرد. زاهدان، زابل و دیگر شهرهای سیستان و بلوچستان جاهای طبیعی شنیدن این سازند و عروسیها و جشنهای محلی بهترین فرصت آن. جشنوارهی ملی موسیقی نواحی ایران، که بیشتر دورههایش در کرمان برگزار شده، و بخش موسیقی اقوام و نواحی جشنوارهی موسیقی فجر در بهمن هم فرصتهایی برای شنیدن موسیقی نواحی ایراناند. موزهی موسیقی اصفهان در جلفا هم تالاری ویژهی سازهای محلی دارد.
چند نکته برای همراهی محترمانه: آیینهای درمانی که رباب در آنها نواخته میشود مراسمی شخصی و معنویاند، نه نمایش؛ بدون دعوت صاحبمجلس در آنها حاضر نشوید و از آنها فیلم نگیرید. در عروسیها و جشنها هم پیش از ضبط صدا یا عکاسی از نوازنده اجازه بگیرید. و اگر سازی میخرید، آن را از سازندهای بخرید که بتواند دربارهی چوب، پوست و سیمهای ساز توضیح دهد.
پرسشهای رایج
رباب چه زمانی ثبت جهانی شد؟
هنر ساخت و نواختن رباب در ۱۴ آذر ۱۴۰۳ (۴ دسامبر ۲۰۲۴) در نشست یونسکو در آسونسیون پاراگوئه در فهرست معرف میراث فرهنگی ناملموس بشری ثبت شد.
رباب به نام کدام کشورها ثبت شده است؟
پروندهی رباب را چهار کشور افغانستان، ایران، تاجیکستان و ازبکستان به صورت مشترک تهیه کردند و به نام هر چهار کشور ثبت شده است.
رباب در کدام مناطق ایران نواخته میشود؟
رباب بیشتر ساز شرق ایران است و ریشههای عمیقی در سیستان و بلوچستان دارد. در میان جوامع بلوچ، سیستانی، خراسانی و افغان ساکن ایران نیز جایگاه مهمی دارد.
رباب از چه چوبی ساخته میشود؟
به نوشتهی یونسکو بدنهی رباب از چوب توت خشکشده ساخته میشود و روی کاسهی آن پوست بز یا بره میکشند. بعضی سازندگان از چوب زردآلو هم استفاده میکنند.
فرق رباب و کمانچه چیست؟
رباب ثبتشده در یونسکو سازی زخمهای است که با مضراب نواخته میشود، اما کمانچه سازی آرشهای است. در فارسی نام رباب برای یک ساز آرشهای قدیمی هم به کار رفته که نیای کمانچه شمرده میشود.



