از نگارهی کیومرث در شاهنامهی شاه طهماسب تا کارگاههای امروز اصفهان؛ نگارگری ایرانی را از مکتبهای تبریز و هرات و اصفهان تا استادان معاصر و ثبت مشترکش در یونسکو بشناسید.
در نخستین نگارهی شاهنامهی شاه طهماسب، کیومرث، نخستین شاه اسطورهای ایران، بر بلندای کوهی نشسته و درباریانش پوست پلنگ پوشیدهاند. صخرهها بنفش و فیروزهای و طلاییاند و اگر کمی بیشتر نگاه کنید، چهرههایی در دل سنگها پنهان شده که در نگاه اول دیده نمیشوند. این نگاره را به سلطان محمد، نگارگر دربار صفوی در تبریز، نسبت میدهند و بسیاری آن را از اوجهای نگارگری ایرانی میدانند؛ هنری که در فارسی امروز با نام «مینیاتور» هم شناخته میشود.
یونسکو در سال ۱۳۹۹ (۲۰۲۰ میلادی) «هنر مینیاتور» را با پروندهای مشترک میان ایران، جمهوری آذربایجان، ترکیه و ازبکستان در فهرست میراث ناملموس بشریت ثبت کرد. در ادامه میخوانید نگارگری چیست، مکتبهای بزرگش کداماند، نگارگر با چه ابزاری کار میکند و امروز کجا میشود نگارههای کهن و کار استادان معاصر را دید.
نگارگری یا مینیاتور؟
واژهی «مینیاتور» از زبانهای اروپایی آمده و ریشهاش به «مینیوم» میرسد، اکسید سرخرنگ سرب که کاتبان قرون وسطای اروپا برای نوشتن سرفصلها به کار میبردند. معنای «کوچک» بعدها به این واژه چسبید. در فارسی بیشتر از «نگارگری» استفاده میشود که از «نگاریدن» به معنای نقش کشیدن و صورتگری میآید. هر دو نام به یک هنر اشاره دارند: نقاشی ظریف و کوچکاندازهای که در اصل برای همراهی متن کتاب کشیده میشد.
یونسکو در تعریف خود دامنه را گستردهتر میگیرد. به توصیف این سازمان، مینیاتور اثری دوبعدی است که روی کتاب، قلمدان و اشیای پاپیهماشه، فرش، پارچه، دیوار، سفال و اشیای دیگر کشیده میشود و در آن طلا، نقره و مواد آلی گوناگون به کار میرود. ویژگی مشترکی که یونسکو برجسته میکند، نوعی پرسپکتیو خاص است که در آن اندازهی پیکرهها به اهمیتشان بستگی دارد، نه به فاصلهشان از بیننده.
از ایلخانان تا هرات؛ شکلگیری مکتبها
کهنترین نسخهی مصور فارسی شناختهشده، «ورقه و گلشاه»، حدود سال ۱۲۵۰ میلادی در قونیه کشیده شد. اما جهش بزرگ پس از حملهی مغول و در دورهی ایلخانان رخ داد. آثار چینی به دربار ایلخانی راه یافت و نگارگران ایرانی نقشمایههایی مثل ابرهای پیچان، صخرههای تراشخورده، درختانی با تنههای گرهدار و اژدها را از آنها گرفتند. نسخهی «جامعالتواریخ» رشیدالدین که حدود ۷۱۴ هجری (۱۳۱۴ میلادی) در تبریز فراهم شد و «شاهنامهی بزرگ ایلخانی» از نمونههای شاخص این دورهاند. پژوهشگران ایرانی این دوره را «مکتب تبریز اول» مینامند.
از اواخر سدهی هشتم هجری، شیراز هم به کانونی مستقل برای کتابآرایی تبدیل شد. پس از آن نوبت تیموریان بود. بایسنغر میرزا، شاهزادهی تیموری، در هرات کارگاهی بزرگ برپا کرد و شاهنامهی معروف به «شاهنامهی بایسنغری» در سال ۸۳۳ هجری (۱۴۳۰ میلادی) در همین کارگاه کامل شد.

چهرهی شاخص مکتب هرات کمالالدین بهزاد است که حدود ۱۴۵۵ تا ۱۴۶۰ میلادی در هرات، شهری که امروز در افغانستان است، به دنیا آمد. سلطان حسین بایقرا در سال ۱۴۸۶ میلادی او را به سرپرستی کارگاههای سلطنتی گماشت. بهزاد انسان را از قالبهای تکراری بیرون آورد؛ در نگارههایش آدمها چهره و حالت خودشان را دارند و کارگران و صنعتگران معمولی هم به صحنه میآیند، مثل نگارهی ساختن کاخ خورنق که در آن بنّاها و کارگرانِ خشتبر هر کدام مشغول کاریاند. شاه اسماعیل صفوی در سال ۱۵۲۲ میلادی با فرمانی او را به کار گرفت و در آن فرمان، بهزاد را شگفتی روزگار و الگوی نقاشان خواند.
صفویان؛ از تبریز تا اصفهان
کارگاه سلطنتی صفوی در تبریز، میراث هرات و تبریز را در هم آمیخت: آرامش و نظم هرات با رنگهای پرشور و تخیل تبریز. حاصلش شاهنامهی شاه طهماسب بود که ساختش از دههی ۱۵۲۰ میلادی آغاز شد و تا میانهی دههی ۱۵۳۰ تقریباً به پایان رسید. این نسخه ۷۵۹ صفحه و ۲۵۸ نگاره داشت و نگارگرانی چون سلطان محمد، آقامیرک و میرمصور روی آن کار کردند. شاه طهماسب در سال ۱۵۶۸ میلادی آن را به سلطان سلیم دوم عثمانی هدیه داد. سدهها بعد برگهایش پراکنده شد و بخشی از برگهای باقیمانده در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴ میلادی) در معاوضه با تابلویی از ویلم دکونینگ به ایران بازگشت.

پس از دههی ۱۵۴۰ میلادی سفارش نسخههای مصور بزرگ کم شد و نگارگری راه تازهای پیدا کرد: تکنگارههایی که جدا از کتاب کشیده میشدند و در مرقعها، یعنی آلبومهایی از خط و نقاشی، جای میگرفتند. شهر قزوین، که چند دهه پایتخت صفویان بود، و بعد اصفهان، پایتخت شاه عباس، کانون این تحول شدند. رضا عباسی سرشناسترین چهرهی مکتب اصفهان است؛ جوانان خوشپوش، عاشقان، درویشان و چوپانان را با خطوطی روان و رنگهایی محدود کشید و راهی را باز کرد که معین مصور و دیگران ادامه دادند.
نگارگری فقط روی کاغذ نماند. نگارههای دیواری کاخ چهلستون اصفهان، با صحنههای بزم و رزم، نشان میدهند که همین زبان تصویری چطور به معماری راه یافت. در دورهی زند و قاجار هم نگارگری با عناصر نقاشی اروپایی درآمیخت و روی قلمدانها، جلدهای روغنی و پردههای بزرگ ادامه پیدا کرد.
نگارگر با چه کار میکند؟
نگارههای کهن ایرانی روی کاغذی کشیده میشدند که سطحش را صیقل داده بودند و گاهی با ذرات طلا افشانده میشد. رنگها بیشتر معدنی بودند و برای همین پس از قرنها هنوز درخشش خود را حفظ کردهاند؛ آبی لاجوردی از سنگ لاجورد به دست میآمد و طلا هم برای رنگگذاری و هم برای براقکاری به کار میرفت. نقره تنها استثناست: به مرور اکسید میشود و به لکهای سیاه و ناهموار تبدیل میشود، و برای همین آبهایی که با نقره کشیده شده بودند در بسیاری از نگارههای کهن امروز تیره دیده میشوند. قلمموها را از موی سنجاب یا گربه میساختند.
در کتابخانههای سلطنتی، که هم کتابخانه بودند و هم کارگاه، هر کس کاری داشت. خوشنویس متن را مینوشت و جایگاهش از نگارگر بالاتر بود، مذهّب حاشیهها و سرلوحها را با طلا و رنگ میآراست و نگارگران هم اغلب گروهی کار میکردند: استاد طرح کلی را میکشید و شاگردان رنگگذاری یا بخشهایی مثل چهرهها را انجام میدادند. دربارهی هنر آراستن صفحه با طلا در مقالهی هنر تذهیب مفصل نوشتهایم.
چطور یک نگاره را بخوانیم
نگارگری ایرانی قواعد خودش را دارد و دانستنشان تماشا را لذتبخشتر میکند. هر چه پیکرهای در صفحه بالاتر باشد، یعنی دورتر است. صحنهها اغلب از نقطهای چند متر بالاتر از زمین دیده میشوند تا بیننده بتواند همزمان درون کاخ و بیرون آن را ببیند. دیوارها یا از روبهرو کشیده میشوند یا با زاویهای حدود ۴۵ درجه. سایهای در کار نیست و نور در همه جای صفحه یکسان پخش شده است. و همانطور که یونسکو اشاره میکند، شاه یا قهرمان داستان معمولاً از دیگران بزرگتر کشیده میشود، حتی اگر عقبتر ایستاده باشد.
نگارگری معاصر و استادانش
در اوایل سدهی چهاردهم خورشیدی، نگارگری ایرانی با گروهی از هنرمندان جان تازهای گرفت. هادی تجویدی با تدریس در هنرستان، شاگردانی چون محمدعلی زاویه و ابوطالب مقیمی پرورش داد. حسین بهزاد (۱۸۹۴ تا ۱۹۶۸ میلادی) کارش را با پیروی از استادان سدههای دهم و یازدهم هجری آغاز کرد و پس از سفری به پاریس در سال ۱۹۳۴ میلادی، شیوهای تازه پدید آورد که سنت ایرانی را با دستاوردهای نقاشی معاصر غرب پیوند میداد. همزمان در اصفهان، استادانی مثل حاج میرزا آقا امامی این سنت را زنده نگه داشتند.
محمود فرشچیان، شاگرد حاج میرزا آقا امامی و عیسی بهادری، که در سال ۱۳۰۸ در اصفهان به دنیا آمد و مرداد ۱۴۰۴ (اوت ۲۰۲۵ میلادی) در آمریکا درگذشت، شناختهشدهترین نگارگر ایرانی دهههای اخیر است. او شیوهای شخصی ساخت که به قالبهای کلاسیک وفادار ماند و در عین حال تکنیکهای تازهای به آن افزود. طراحی ضریح حرم امام رضا در مشهد هم از کارهای اوست. نگارگری امروز، همانطور که یونسکو تأکید میکند، بیشتر از راه رابطهی استاد و شاگرد منتقل میشود، و در کنار آن در هنرستانها و دانشکدههای هنر هم آموزش داده میشود.

کجا نگارگری ایرانی را ببینیم؟
- موزهی رضا عباسی، تهران: این موزه که در سال ۱۳۵۶ (۱۹۷۷ میلادی) گشایش یافت و نامش را از نگارگر بزرگ مکتب اصفهان گرفته، بخش مهمی از مجموعهاش را به نگارهها و خوشنویسی اختصاص داده است.
- مجموعهی سعدآباد، تهران: موزهی استاد فرشچیان که در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱ میلادی) افتتاح شد و موزهی استاد حسین بهزاد که در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴ میلادی) به مناسبت صدمین سال تولد او راه افتاد، هر دو در این مجموعهاند.
- کاخ چهلستون، اصفهان: نگارههای دیواری دورهی صفوی را در تالارهای این کاخ میشود دید. چهلستون چند دقیقه پیاده تا میدان نقش جهان فاصله دارد.
- کارگاههای اصفهان: در اطراف میدان نقش جهان کارگاهها و فروشگاههای نگارگری فراوانی هست و میشود نشستن هنرمند پشت میز کار را از نزدیک دید. پیش از خرید، راهنمای خرید صنایع دستی اصفهان را بخوانید تا کار دستی را از چاپی تشخیص دهید.
ثبت جهانی و پاسداری
پروندهی «هنر مینیاتور» در پانزدهمین نشست کمیتهی میراث ناملموس یونسکو در آذر ۱۳۹۹ (دسامبر ۲۰۲۰ میلادی) در فهرست معرف ثبت شد. چهار کشور ایران، جمهوری آذربایجان، ترکیه و ازبکستان این پرونده را مشترکاً ارائه کردند. یونسکو یادآوری میکند که میان سبکهای این کشورها تفاوت هست، اما ویژگیهای اصلی مشترکند و در هر چهار جامعه، این هنر بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی به شمار میرود. پیوند تاریخی این سنتها روشن است: نگارگری ایرانی بر مینیاتور عثمانی و نگارگری گورکانیان هند اثری عمیق گذاشت و نگارگرانی چون عبدالصمد به دربار گورکانی رفتند. فهرست کامل عناصر ایرانی را در مقالهی میراث ناملموس ایران در یونسکو ببینید.
بزرگترین خطر برای نگارگری امروز، فراموش شدن نیست؛ چاپهای ارزان و تقلیدهای سریع است که با نام مینیاتور به بازار میآیند و بیننده را از تفاوت یک نگارهی دستساز با یک کپی بیخبر نگه میدارند. اگر به این هنر علاقه دارید، وقت گذاشتن در موزهها، شرکت در کلاسهای کوتاه نگارگری و خرید مستقیم از هنرمند، کمک واقعیتری از خرید یک تابلوی چاپی است. هنگام بازدید از کارگاهها هم پیش از عکاسی از هنرمند و کارهای نیمهتمامش اجازه بگیرید.
پرسشهای رایج
نگارگری ایرانی چه سالی در یونسکو ثبت شد؟
هنر مینیاتور در آذر ۱۳۹۹ (دسامبر ۲۰۲۰ میلادی) با پروندهی مشترک ایران، جمهوری آذربایجان، ترکیه و ازبکستان در فهرست معرف میراث ناملموس یونسکو ثبت شد.
فرق نگارگری و مینیاتور چیست؟
هر دو به یک هنر اشاره دارند. مینیاتور واژهای اروپایی با ریشهی لاتین است و نگارگری برابر فارسی آن است که از نگاریدن به معنای نقش کشیدن میآید.
مهمترین مکتبهای نگارگری ایرانی کداماند؟
مکتبهای تبریز، شیراز، هرات، قزوین و اصفهان از مهمترینها هستند. کمالالدین بهزاد چهرهی شاخص هرات، سلطان محمد از استادان تبریز صفوی و رضا عباسی سرشناسترین نگارگر مکتب اصفهان است.
کجا میتوان نگارگری ایرانی را دید؟
در تهران موزهی رضا عباسی و موزههای استاد فرشچیان و استاد بهزاد در مجموعهی سعدآباد، و در اصفهان نگارههای دیواری کاخ چهلستون و کارگاههای اطراف میدان نقش جهان.
شاهنامهی شاه طهماسب چند نگاره دارد؟
این نسخه که در تبریز و در دهههای ۱۵۲۰ و ۱۵۳۰ میلادی ساخته شد، ۷۵۹ صفحه و ۲۵۸ نگاره داشت که بعدها پراکنده شدند.



