داریوش بزرگ حدود دو هزار و پانصد سال پیش داستان رسیدنش به تخت را به سه زبان بر صخرهای در کرمانشاه کند؛ متنی که در سدهی نوزدهم کلید خواندن خط میخی شد. بیستون اما لایههای دیگری هم دارد، از غار نئاندرتالها تا هرکول سلوکی و فرهادتراش.
جادهی کرمانشاه به همدان، حدود سی کیلومتر بعد از شهر، از کنار دیوارهای آهکی میگذرد که یکباره از دشت قد میکشد. اگر از کنار پیکرهی سنگی هرکول پیاده جلو بروید و سر را بالا بگیرید، دهها متر بالاتر از زمین قابی تراشیده پیدا میشود: مردی تاجبر سر که پایش را روی سینهی مردی افتاده گذاشته و صفی از اسیران با گردنهای به هم بسته در برابرش ایستادهاند. این کتیبهی بیستون است؛ متنی که داریوش بزرگ حدود دو هزار و پانصد سال پیش بر سینهی کوه کند و بیش از دو هزار سال بعد کلید خواندن خط میخی شد.
بیستون اما فقط یک کتیبه نیست. در دامنهی همین کوه آثاری از شکارچیان عصر پارینهسنگی تا کاروانسرای صفوی کنار هم جا گرفتهاند. در ادامه میخوانیم داریوش در این سنگنبشته چه گفته، متنش چطور دوباره خوانده شد، چه چیزهای دیگری در محوطه هست و برای بازدید از آن چه باید بدانید.
بیستون کجاست و این نام از کجا آمده؟
محوطهی تاریخی بیستون در شهر کوچک بیستون از توابع شهرستان هرسین در استان کرمانشاه قرار دارد، حدود سی کیلومتری شرق کرمانشاه. کوه بیستون بخشی از رشتهکوه پرآو در زاگرس است و دیوارهی جنوبیاش رو به دشتی حاصلخیز با چشمهای پرآب باز میشود. از پای همین کوه راه باستانیای میگذشت که بابل و میانرودان را به فلات ایران و هگمتانه، همدان امروز، وصل میکرد و بعدها بخشی از جادهی بزرگ خراسان شد. داریوش برای پیامش جایی را برگزید که کاروانها و سپاهیان ناچار از برابرش میگذشتند.
نام کهن این مکان در فارسی باستان «بَغَستانه» بوده، یعنی «جایگاه خدایان». دیودوروس سیسیلی، مورخ یونانی، به نقل از کتسیاس از آن با نام «باگیستانون» یاد کرده است. این نام در فارسی میانه به «بهستان» و در سدههای نخست اسلامی به «بهستون» رسید و امروز بیستون خوانده میشود. معنای «بیستون» یعنی «بدون ستون» برداشتی عامیانه است. در منابع خارجی این محوطه را با املاهای Bisotun و Bisitun میشناسند و شکل Behistun را هنری راولینسون در سدهی نوزدهم میان انگلیسیزبانها رایج کرد.
داریوش، گئوماته و نوزده نبرد در یک سال
داریوش یکم از ۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد بر شاهنشاهی هخامنشی فرمان راند و در روزگاری آشفته به تخت رسید. کمبوجیه، پسر کوروش، درگذشته بود و به روایت داریوش، مغی به نام گئوماته خود را بردیا، برادر کمبوجیه، معرفی کرده و پادشاهی را گرفته بود. داریوش با یاری شش تن از بزرگان پارسی، گئوماته را در پاییز ۵۲۲ پیش از میلاد کشت و شاه شد. پس از آن شورش در سرزمینهای مختلف، از عیلام و بابل تا ماد و پارس و مرو، بالا گرفت.
کتیبهی بیستون گزارش خود داریوش از همین دوران است. او متن را با نسبنامهاش آغاز میکند و نیاکانش را تا هخامنش برمیشمارد؛ میگوید هشت تن از خاندانش پیش از او شاه بودهاند و او نهمین است. بعد بیستوسه سرزمین زیر فرمانش را نام میبرد و شرح میدهد که چگونه در یک سال نوزده نبرد کرد و نُه مدعی پادشاهی را شکست داد. در ستون نخست میخوانیم: «به خواست اهورامزدا من شاهم؛ اهورامزدا پادشاهی را به من داد.» در بخشهای پایانی، شاهان آینده را از «دروغ» برحذر میدارد و از خوانندگان میخواهد آنچه کرده را از مردم پنهان نکنند.
داریوش میگوید متن را به سراسر قلمروش فرستاده است. یک نشانهاش رونوشتی آرامی است که در مصر پیدا شد و به روزگار داریوش دوم، چند دهه بعد، تعلق دارد.
نقش برجسته را چطور ببینیم
نقش برجسته بالای متنها جای گرفته است. داریوش تقریباً به اندازهی واقعی، با قامتی حدود ۱۸۰ سانتیمتر، کمانی را که نشان شاهی است در دست چپ دارد و دست راستش را به نشانهی نیایش بالا برده است. پایش روی سینهی گئوماته است که به پشت افتاده و دستهایش را به التماس بالا آورده. پشت سر شاه دو ملازم ایستادهاند، یکی نیزهدار و دیگری کماندار، و روبهرویش نُه شاه شورشی با دستهای بسته و طنابی که گردنهایشان را به هم وصل کرده است. آنها کوتاهتر از شاه، با قامتی حدود ۱۲۰ سانتیمتر، تصویر شدهاند.
آخرین نفر صف، با کلاه بلند و نوکتیزش، اسکونخه سرکردهی سکاهاست. او را بعدتر به نقش افزودند و برای جا دادنش بخشی از نخستین متن عیلامی از میان رفت. بالای سر همه نقشی بالدار درون حلقهای بال گشوده که برخی آن را اهورامزدا و برخی فروهر میدانند. جزئیاتی هم هست که از پایین به چشم نمیآید: ریش داریوش قطعهسنگی جداگانه است که با میخ آهنی و سرب به نقش وصل شده است.
سه زبان و رمزگشایی خط میخی
متن کتیبه به سه زبان و به خط میخی نوشته شده است: پارسی باستان، عیلامی و بابلی که گونهای از اکدی است. بیستون طولانیترین کتیبهی سهزبانهی شناختهشده به خط میخی است و همین ویژگی آن را برای خط میخی همان کرد که سنگ رشید (روزتا) برای هیروگلیف مصری بود.
پس از فروپاشی هخامنشیان، خط میخی پارسی باستان از یاد رفت و معنای نقش هم فراموش شد. سیاحان اروپایی تفسیرهای عجیبی از آن داشتند؛ ژنرال گاردان فرانسوی در آن مسیح و دوازده حواری را میدید و رابرت کر پورتر آن را به ده قبیلهی گمشدهی بنیاسرائیل ربط میداد. کارستن نیبور، نقشهبردار آلمانی، حدود سال ۱۷۶۴ میلادی از بیستون دیدن کرد و رونوشتهای او به گئورگ گروتفند و دیگران کمک کرد تا نخستین نشانههای الفبای پارسی باستان را بخوانند.
کار اصلی را هنری راولینسون، افسر انگلیسیای که در سپاه شاه ایران خدمت میکرد، از سال ۱۸۳۵ میلادی آغاز کرد. او با کمک پسری از اهالی محل از صخره بالا رفت و متن پارسی باستان را رونویسی کرد. متن عیلامی آن سوی شکافی در صخره بود و متن بابلی حدود چهار متر بالاتر؛ رسیدن به آنها سالها طول کشید. راولینسون در سال ۱۸۴۷ نسخهای کامل و دقیق به اروپا فرستاد و بخش نخست گزارش ترجمهاش در همان سال منتشر شد. سپس او و ادوارد هینکس، پژوهشگر ایرلندی، با تکیه بر نامهای خاصی که در متن پارسی خوانده شده بود، سراغ متن بابلی رفتند.
درستی کارشان در سال ۱۸۵۷ آزموده شد. انجمن سلطنتی آسیایی در لندن رونوشت کتیبهای تازهیافته از تیگلات پیلسر یکم، شاه آشور، را جداگانه به چهار پژوهشگر داد: راولینسون، هینکس، ژولیوس اوپرت و ویلیام هنری فاکس تالبوت. ترجمهها در نکتههای اصلی با هم یکی درآمد و هیئت داوران خواندن خط میخی اکدی را پذیرفت. با این کار راه خواندن هزاران لوح گلی بابلی و آشوری باز شد؛ راهی که از همین صخره در کرمانشاه شروع شده بود.
لایههای دیگر کوه: از نئاندرتالها تا کاروانسرای صفوی
کتیبهی داریوش مشهورترین اثر بیستون است، اما کوه پیش و پس از او هم پناهگاه و یادگاه بوده است. در غاری کوچک به نام غار شکارچیان، کارلتون کون، باستانشناس آمریکایی، در سال ۱۹۴۹ میلادی هزاران ابزار سنگی از فرهنگ موستری و استخوان جانورانی مثل گوزن و اسب وحشی یافت. این یافتهها را حدود ۷۰ تا ۴۰ هزار سال پیش تاریخگذاری کردهاند و بقایای انسان نئاندرتال هم از همین غار شناخته شده است.
از دورهی سلوکی، پیکرهی هرکول در کنار راه دیده میشود: پهلوانی که روی سکویی سنگی به آرنج تکیه داده و جامی در دست چپ دارد. پشت سرش درختی با کمان و تیردانِ آویخته، گرزی گرهدار و کتیبهای یونانی کنده شده است. این پیکره در سال ۱۴۸ پیش از میلاد تراشیده شده و تنها پیکرهی صخرهای باقیمانده از دوران فرمانروایی سلوکیان بر فلات ایران است. کارگران راهسازی آن را در بهمن ۱۳۳۷ (۱۹۵۸ میلادی) هنگام خاکبرداری برای جادهی همدان به کرمانشاه پیدا کردند. سر پیکره دو بار دزدیده شد و سری که امروز میبینید بدل است؛ سر اصلی در گنجینهی میراث فرهنگی نگهداری میشود.

اشکانیان هم در پای کوه نقش گذاشتند. در یکی از نقشها مهرداد دوم اشکانی ایستاده و چند تن از بزرگان دربارش در برابرش صف کشیدهاند. در نقش دیگر، سواری زرهپوش با نیزهای بلند حریفش را از اسب میاندازد و کتیبهای یونانی او را «گودرز پسر گیو» معرفی میکند. بخشی از این نقش را در دورهی صفوی تراشیدند تا وقفنامهی شیخعلیخان زنگنه، وزیر شاه سلیمان، را بر آن بنویسند؛ نمونهای روشن از اینکه هر دوره چطور روی دورهی قبل نوشته است.
بزرگترین و عجیبترین اثر محوطه «فرهادتراش» است: دیوارهای صافشده به پهنای حدود دویست متر و ارتفاعی چند ده متری که ناتمام مانده است. بیشتر منابع آن را کاری از اواخر دورهی ساسانی میدانند و برخی پژوهشگران گمان کردهاند قرار بود ایوانی عظیم در صخره کنده شود. صدها قطعهسنگ تراشیده از همان جنس هنوز روی دامنه افتاده است. مردم این دیواره را به فرهاد، کوهکن عاشق شیرین، نسبت میدهند؛ قصهای که نظامی گنجوی در سدهی ششم هجری در منظومهی «خسرو و شیرین» به شعر درآورد.

آن سوی جادهی قدیم، بقایای کاخی ناتمام از اواخر ساسانی کاوش شده که سنت محلی آن را به شیرین، همسر خسرو پرویز، نسبت میدهد. روی ویرانههای همین کاخ بعدها کاروانسرایی ایلخانی ساخته شد که زلزله ویرانش کرد. پل بیستون، که پایههایش به اواخر ساسانی میرسد و در دورههای بعد بارها مرمت شد، و کاروانسرای شاهعباسی دورهی صفوی آخرین لایههای این مجموعهاند. همین کاروانسرا از سال ۱۴۰۲ جزو پروندهی جهانی کاروانسراهای ایرانی هم هست و امروز به اقامتگاه سنتی تبدیل شده است.
ثبت جهانی و وضعیت امروز
بیستون در تیر ۱۳۸۵ (ژوئیهی ۲۰۰۶ میلادی) در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. یونسکو آن را تنها متن یادمانی شناختهشدهی هخامنشیان میداند که از بازسازی شاهنشاهی به دست داریوش خبر میدهد، و گواهی بر داد و ستد تأثیرها در شکلگیری هنر یادمانی و نگارش در قلمرو ایران باستان. نقش داریوش ریشه در سنتی کهنتر دارد: نقش آنوبانینی، شاه لولوبیها، در سرپل ذهاب که حدود ۲۳۰۰ پیش از میلاد کنده شده، همان ترکیب شاه پیروز، دشمن زیر پا و صف اسیران را دارد. فهرست کامل آثار جهانی کشور را در مقالهی آثار ثبت جهانی ایران آوردهایم.
کتیبه از گزند در امان نمانده است. آب باران بخشهایی از سنگ آهک را حل کرده و در جاهای دیگر رسوبی آهکی روی نوشتهها نشانده است. در سالهای جنگ جهانی دوم، سربازانی که از این جاده میگذشتند نقش را نشانهی تیراندازی کردند و به آن آسیب زدند. از سال ۱۳۷۸ (۱۹۹۹ میلادی) باستانشناسان ایرانی مستندنگاری و ارزیابی آسیبها را با عکسبرداری فتوگرامتری آغاز کردند و پایگاه میراث فرهنگی بیستون از آن زمان کار مرمت و پایش را ادامه داده است.
راهنمای بازدید از بیستون
بهار و پاییز بهترین فصلهای سفر به بیستوناند. زمستان کرمانشاه سرد و گاه برفی است و در ظهرهای تابستان قدم زدن در پای کوه بیسایه خستهکننده میشود. اردیبهشت که دشت سبز است، منظرهی محوطه دیدنیتر است و نور ملایم صبح یا عصر برای عکاسی از دیواره مناسبتر.
- رسیدن به محوطه: بیستون کنار جادهی اصلی کرمانشاه به همدان است و از کرمانشاه با خودرو حدود نیم ساعت راه است. اتوبوسها و تاکسیهای این مسیر هم از کنار شهر بیستون میگذرند.
- زمان لازم: برای دیدن کتیبه، هرکول، نقشهای اشکانی، فرهادتراش و کاوشهای آن سوی جاده دو تا سه ساعت وقت بگذارید.
- دوربین دوچشمی بیاورید: نقش داریوش دهها متر بالاتر از زمین است و جزئیاتی مثل صف اسیران و کلاه اسکونخه با دوربین دوچشمی یا لنز زوم خیلی بهتر دیده میشود.
- همراه داشته باشید: کفش راحت، کلاه و آب. مسیرها سنگلاخیاند و سایه کم است.

بیستون را میشود با چند مقصد دیگر غرب کشور در یک سفر ترکیب کرد. در خود کرمانشاه طاق بستان با نقشبرجستههای ساسانیاش در دسترس است و در غرب استان، نقش آنوبانینی در سرپل ذهاب. اگر به سمت شرق ادامه دهید، همان راه باستانی شما را به هگمتانه در همدان میرساند؛ پایتختی که داریوش در کتیبهاش از آن نام برده است. روستاهای پلکانی اورامانات هم در شمال غربی کرمانشاه، چند ساعت رانندگی دورتر، مقصد خوبی برای ادامهی سفرند. برای دیدن جای این آثار کنار هم، نقشهی تعاملی میراث جهانی ایران را باز کنید.
پرسشهای رایج
کتیبه بیستون کجاست؟
کتیبهی بیستون در شهر بیستون از توابع شهرستان هرسین در استان کرمانشاه، حدود سی کیلومتری شرق کرمانشاه و کنار جادهی کرمانشاه به همدان قرار دارد.
کتیبه بیستون به چه زبانی نوشته شده است؟
متن کتیبه به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی (گونهای از اکدی) و به خط میخی نوشته شده است. رونوشتی آرامی از آن هم در مصر پیدا شده است.
بیستون چه زمانی ثبت جهانی شد؟
محوطهی بیستون در تیر ۱۳۸۵ (ژوئیهی ۲۰۰۶ میلادی) در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
چرا کتیبه بیستون در خواندن خط میخی مهم بود؟
چون یک متن واحد را به سه زبان دارد. راولینسون و هینکس پس از خواندن متن پارسی باستان، با کمک نامهای خاص آن متن بابلی را رمزگشایی کردند و در سال ۱۸۵۷ خواندن خط میخی اکدی پذیرفته شد.
بهترین زمان بازدید از بیستون چه موقع است؟
بهار و پاییز. زمستان کرمانشاه سرد است و ظهرهای تابستان در محوطهی بیسایه گرم و خستهکننده میشود.



