در دشتی بلند در شمال فارس، آرامگاه سنگی کوروش بزرگ قرنها با نام «مشهد مادر سلیمان» زیارتگاه بود. پاسارگاد، نخستین پایتخت هخامنشیان، را با کاخها، باغ شاهی و دژ تل تخت بشناسید.
در دشتی باز و بلند در شمال فارس، خانهای سنگی با بام شیبدار روی شش پلهی بزرگ ایستاده و دورش تا چند صد متر چیزی جز علف و سنگ نیست. مردم این منطقه قرنها آن را «مشهد مادر سلیمان» مینامیدند، به زیارتش میآمدند و حتی محرابی کوچک در دیوار درونیاش کندند. امروز میدانیم این بنای ساده و سنگین آرامگاه کوروش بزرگ است و دشتی که در آن قرار دارد، پاسارگاد؛ نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی.
پاسارگاد فقط یک آرامگاه نیست. کاخها، دروازهای با نقش انسانی بالدار، قدیمیترین باغ ایرانی شناختهشده و دژی بر فراز تپه هم در همین محوطه است. در ادامه این بخشها را یکییکی معرفی میکنیم و در پایان نکتههایی برای بازدید آوردهایم.
پاسارگاد کجاست و نامش از کجا آمده؟
محوطهی پاسارگاد در شهرستان پاسارگاد استان فارس و کمی شمالتر از شهرک مادر سلیمان قرار دارد. پاسارگاد در دشت رود پلوار قرار دارد؛ دشتی که ارتفاعش از سطح دریا حدود ۱۸۵۰ تا ۱۹۰۰ متر است؛ برای همین تابستانهایش معتدل و زمستانهایش نسبتاً سرد است. فاصلهی آن تا شیراز را بسته به مبدأ و مسیر، از حدود ۹۰ تا ۱۳۰ کیلومتر نوشتهاند.
نام پاسارگاد از نام یکی از طایفههای پارسی گرفته شده است. هرودوت مینویسد هخامنشیان از تیرهی پاسارگادیان بودند و کوروش شهر خود را به نام همین طایفه خواند. دربارهی معنای دقیق واژه پژوهشگران همنظر نیستند و چند ریشه برایش پیشنهاد کردهاند. در دورهی اسلامی، شکوه سنگها باعث شد مردم بناها را کار دیوهای در خدمت سلیمان بدانند و نامهایی مانند «مادر سلیمان» و «تخت سلیمان» روی بخشهای مختلف محوطه بماند.
کوروش و نخستین پایتخت هخامنشی
کوروش دوم، که او را کوروش بزرگ مینامیم، در سدهی ششم پیش از میلاد پاسارگاد را بنیاد گذاشت. به روایت سنت، جای شهر را نزدیک میدانی برگزید که در سال ۵۵۰ پیش از میلاد در آن بر آستیاگ، پادشاه ماد، پیروز شده بود. پس از آن، فتح لیدیه و بابل قلمرو او را به بزرگترین شاهنشاهی آن روزگار تبدیل کرد و پاسارگاد مرکز این شاهنشاهی تازه شد.
معماری پاسارگاد آمیزهای از سنتهای سرزمینهایی است که کوروش گرفته بود. سنگتراشی دقیق و شیوهی اتصال سنگها نشانههایی از کار استادکاران لیدیایی و ایونیایی دارد، نقشها از سنتهای عیلامی و آشوری و مصری مایه گرفتهاند و ستونهای بلند و سفیدش پیشدرآمد ستونهای تخت جمشیدند. یونسکو هم همین آمیختگی را یکی از دلایل ارزش جهانی محوطه دانسته است: پایتختی که با همکاری مردمان گوناگون شاهنشاهی ساخته شد و مرحلهای بنیادی در تحول هنر و معماری ایران بود.
پس از کوروش، داریوش بزرگ مرکز آیینی شاهنشاهی را به تخت جمشید برد، اما پاسارگاد تا پایان دورهی هخامنشی جایگاه خود را به عنوان مرکزی دودمانی و مقدس نگه داشت.
آرامگاه کوروش؛ خانهای سنگی بر شش پله
آرامگاه کوروش در جنوب محوطه، از سنگ آهک روشن ساخته شده و درازای برخی از قطعهسنگهایش به هفت متر میرسد. سکوی آن شش پله دارد: پلهی اول حدود ۱۷۰ سانتیمتر بلندی دارد، دو پلهی بعدی حدود ۱۰۴ سانتیمتر و سه پلهی آخر حدود ۵۷ سانتیمتر. قاعدهی سکو حدود ۱۳ در ۱۲ متر است و بلندی کل بنا به حدود ۱۱ متر میرسد. بالای پلهها اتاقکی با بام شیروانی قرار دارد که درونش فقط حدود ۳ متر درازا و ۲ متر پهنا دارد و ورودی آن تنگ و کوتاه است.
سنگها را با بستهای فلزی دمچلچلهای به هم بسته بودند. این بستها را در سدههای بعد کندند و بردند و جای خالیشان هنوز روی سنگها پیداست. تنها نقش تزیینی بنا گلنقشی است که در سنتوری بالای در کنده شده است.
آریان، تاریخنگار یونانی، نقل میکند که اسکندر پس از تصرف پارس به دیدن آرامگاه آمد و به یکی از همراهانش به نام آریستوبول دستور داد وارد آن شود. او درون اتاقک تختی زرین، میزی با ظرفهای نوشیدنی، تابوتی زرین و زیورهای جواهرنشان دید و از کتیبهای روی آرامگاه هم یاد کرده است. از آن کتیبه امروز اثری نمانده و دربارهی متن دقیقش اختلاف هست.
در دورهی اتابکان فارس، در سدهی هفتم هجری، مسجدی گرداگرد آرامگاه ساختند و برای آن از ستونهای کاخهای پاسارگاد استفاده کردند. بقایای این مسجد در حدود سال ۱۳۵۰ خورشیدی (۱۹۷۱ میلادی) برچیده شد و بسیاری از سنگها به نزدیکی جای اصلی خود بازگشتند.

کاخها، دروازه و انسان بالدار
در میانهی محوطه، بقایای سه بنای اصلی کوروش دیده میشود. کاخ دروازه در شرق قرار دارد و ورودی رسمی مجموعه بوده است. پژوهشگران آن را قدیمیترین دروازهی مستقلِ شناختهشده از این نوع و نیای دروازهی ملل تخت جمشید میدانند. بر یکی از جرزهای آن، مشهورترین نقش پاسارگاد باقی مانده است: پیکر مردی ریشدار با چهار بال، جامهای بلند و تاجی پیچیده که رو به درون تالار ایستاده است. این تنها نقش برجستهی تقریباً سالم پاسارگاد است.
کاخ بار عام تالاری مرکزی با هشت ستون داشت و از چهار سو به ایوانهایی ستوندار راه مییافت. یکی از ستونهای آن هنوز سر پاست. پایهها و سرستونها از سنگ سیاه و بدنهی ستونها از سنگ سفید است و همین دورنگی، که در کاخ اختصاصی هم تکرار شده، از ویژگیهای چشمگیر معماری پاسارگاد است. بر جرزهای این کاخ کتیبهای کوتاه به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی حک شده که میگوید: «من کوروش، شاه هخامنشی».
کاخ اختصاصی یا مسکونی کوروش تالاری با پنج ردیف ششتایی ستون داشت. ساخت این کاخ را به سالهای ۵۳۵ تا ۵۳۰ پیش از میلاد، یعنی واپسین سالهای زندگی کوروش، نسبت میدهند. تهستونهای سنگی و کف سنگفرش آن هنوز نقشهی تالار را نشان میدهد.

باغ شاهی؛ جایی که چهارباغ شکل گرفت
کاخهای پاسارگاد جدا از هم و در دل یک باغ بزرگ ساخته شده بودند. در باغ شاهی، که کاخها پیرامون آن ساخته شده بودند، باستانشناسان جویهای سنگی باریکی پیدا کردهاند که هر چند متر به حوضچهای مربع شکل میرسیدند. حوضچهها هم آب را تقسیم میکردند و هم سرعتش را میگرفتند تا گلولای تهنشین شود. نزدیک به ۱۱۰۰ متر از این جویها از زیر خاک بیرون آمده است. آب باغ از رود پلوار میآمد و دو کوشک کوچک در دو سوی آن برای نشستن و تماشا ساخته شده بود.
طرح این باغ را کهنترین نمونهی شناختهشدهی چهارباغ میدانند؛ الگویی که در آن باغ با جویها و خیابانها به بخشهای منظم تقسیم میشود و قرنها بعد در اصفهان و کاشان و حتی آگرا و لاهور تکرار شد. به همین دلیل باغ پاسارگاد یکی از نه باغی است که در سال ۲۰۱۱ با عنوان باغ ایرانی در فهرست میراث جهانی ثبت شدند.
تل تخت، زندان سلیمان و آثار دیگر محوطه
در شمال محوطه، روی تپهای مشرف به دشت، سکوی سنگی بزرگی به نام تل تخت یا تخت سلیمان قرار دارد. نقشهی آن حدود ۹۸ در ۷۹ متر است و بلندی اصلیاش به حدود ۱۵ متر میرسید. کوروش ساخت این سکو را با سنگهای تراشیده و بیملات آغاز کرد، اما با مرگ او در سال ۵۳۰ پیش از میلاد کار نیمهتمام ماند و در زمان داریوش با خشت ادامه یافت. تل تخت در دورههای بعد، تا روزگار سلوکیان و ساسانیان، به عنوان دژ به کار میرفت.
در شمال مجموعهی کاخها برجی سنگی به بلندی حدود ۱۴ متر ایستاده که مردم آن را زندان سلیمان مینامند. تاریخ ساخت و کاربردش هنوز روشن نیست و بنای مشهور کعبهی زرتشت در نقش رستم را همتای آن میدانند. حدود ۱۲۰۰ متر دورتر در شمالغرب، محوطهای موسوم به محوطهی مقدس با دو سکوی سنگی سفید دیده میشود که آنها را جایگاه آیینهای آتش میدانند. نزدیک آرامگاه هم بقایای کاروانسرایی از دورهی آل مظفر (سدهی هشتم هجری) هست که با سنگهای برداشته از کاخهای هخامنشی ساخته شده است.

کاوشها، ثبت جهانی و نگرانیها
نخستین بررسیهای باستانشناختی پاسارگاد را ارنست هرتسفلد در سال ۱۹۰۵ و سپس در یک فصل کاوش در ۱۹۲۸ میلادی انجام داد. از ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۴ خورشیدی (۱۹۴۹ تا ۱۹۵۵ میلادی) هیئتی ایرانی به سرپرستی علی سامی در محوطه کار کرد و در دههی ۱۹۶۰ دیوید استروناخ از مؤسسهی بریتانیایی مطالعات ایران کاوشها را ادامه داد. در همین کاوشها گنجینهای از زیورهای زرین و جواهرنشان هخامنشی پیدا شد که امروز بخشی از آن در موزهی ملی ایران و بخشی در موزهی بریتانیا نگهداری میشود.
پاسارگاد در تیر ۱۳۸۳ (ژوئیهی ۲۰۰۴ میلادی) در نشست کمیتهی میراث جهانی در چین، به عنوان پنجمین اثر ایران، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. محدودهی اصلی ثبتشده ۱۶۰ هکتار است و حریمی حدود ۷۱۲۷ هکتاری گرد آن را گرفته است. یونسکو پاسارگاد را نخستین جلوهی برجستهی معماری شاهی هخامنشی و الگوی نخستین چهارباغ در آسیای غربی دانسته است. فهرست کامل آثار جهانی ایران را در مقالهی آثار ثبت جهانی ایران ببینید.
بزرگترین بحث سالهای اخیر دربارهی پاسارگاد، سد سیوند بود که حدود ده کیلومتری پاسارگاد ساخته و در فروردین ۱۳۸۶ آبگیری شد. رود پلوار پس از گذشتن از پاسارگاد از درهی سرسبز تنگهی بلاغی میگذرد و نگرانیها بیشتر متوجه همین تنگه و دشت پاسارگاد بود. مهندسان سازنده میگفتند آب به محوطه نمیرسد، اما باستانشناسان نگران افزایش رطوبت هوا و اثر آن بر سنگهای پاسارگاد بودند و از این دو محوطه، پاسارگاد را آسیبپذیرتر میدانستند. هیئتهای مشترک ایرانی و خارجی هم در تنگهی بلاغی کاوشهای گستردهای انجام دادند و آثاری از دورهی پارینهسنگی تا دورهی اسلامی را شناسایی کردند.
راهنمای بازدید از پاسارگاد
پاسارگاد را بهتر است در بهار یا اوایل پاییز ببینید. زمستانهای این دشت سرد است و تابستانهایش با اینکه معتدل است، آفتاب ظهرش محوطهی بیسایه را داغ میکند. نور مایل صبح و عصر سنگهای روشن آرامگاه را زیباتر نشان میدهد.
- محوطه بزرگ است: فاصلهی آرامگاه کوروش تا تل تخت حدود سه کیلومتر است. برای دیدن همهی بخشها دو تا سه ساعت و چند کیلومتر پیادهروی در نظر بگیرید.
- ترتیب پیشنهادی: از آرامگاه شروع کنید، سپس کاروانسرا، کاخ دروازه، کاخ بار عام، باغ شاهی و کاخ اختصاصی را ببینید و اگر وقت و توان دارید تا زندان سلیمان و تل تخت بروید.
- همراه داشته باشید: کلاه، آب و کفش راحت. در فصل سرد لباس گرم فراموش نشود.
- احترام به بنا: از بالا رفتن، نشستن یا ایستادن روی سنگهای آرامگاه و کاخها پرهیز کنید.
بسیاری از مسافران پاسارگاد را با تخت جمشید و نقش رستم در یک روز از شیراز ترکیب میکنند، هرچند اگر بخواهید هر دو محوطه را با حوصله ببینید، دو روز جداگانه بهتر است. برای برنامهریزی اقامت و دیدنیهای شهر، راهنمای سفر به شیراز را بخوانید و برای دیدن جای این آثار کنار هم، نقشهی تعاملی میراث جهانی ایران را باز کنید.
پرسشهای رایج
پاسارگاد کجاست؟
پاسارگاد در شهرستان پاسارگاد استان فارس، کمی شمالتر از شهرک مادر سلیمان و در شمال شیراز قرار دارد. فاصلهی آن تا شیراز را بسته به مسیر، ۹۰ تا ۱۳۰ کیلومتر نوشتهاند.
پاسارگاد را چه کسی ساخت؟
پاسارگاد را کوروش بزرگ در سدهی ششم پیش از میلاد به عنوان نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی بنیاد گذاشت. آرامگاه او هم در همین محوطه است.
پاسارگاد چه زمانی ثبت جهانی شد؟
پاسارگاد در تیر ۱۳۸۳ (ژوئیهی ۲۰۰۴ میلادی) به عنوان پنجمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. باغ پاسارگاد در سال ۲۰۱۱ جزو نه باغ ثبتشده با عنوان باغ ایرانی هم قرار گرفت.
چرا به آرامگاه کوروش مشهد مادر سلیمان میگفتند؟
در دورهی اسلامی، وقتی هویت بنا فراموش شده بود، مردم ساختن بناهای سنگی بزرگ را به سلیمان نبی نسبت میدادند و آرامگاه را مزار مادر او میدانستند. هویت واقعی بنا در سدهی نوزدهم میلادی روشن شد.
بازدید از پاسارگاد چقدر طول میکشد؟
برای دیدن آرامگاه، کاخها، باغ شاهی و تل تخت دو تا سه ساعت وقت بگذارید. فاصلهی آرامگاه تا تل تخت حدود سه کیلومتر است و بخشی از مسیر را باید پیاده رفت.



