بختیاریها هنوز دو بار در سال با گلههایشان از دشتهای خوزستان تا کوهستانهای زاگرس کوچ میکنند. از ایلراه و سیاهچادر تا نان تیری و آداب مهمانی، این راهنما زندگی ایل را برای مسافر کنجکاو باز میکند.
صبح زود، پیش از آنکه آفتاب از پشت کوه بالا بیاید، زنها کنار آتش نشستهاند. یکی چانه میگیرد، دیگری خمیر را با چوبی باریک روی تختهای چوبی پهن میکند و سومی نان نازک را روی تاوهی داغ میاندازد. بوی نان با دود آتش قاطی میشود و صدای گله از دامنه میآید. زندگی عشایر بختیاری هنوز با همین ریتم شروع میشود: زیر سیاهچادری که از موی بز بافته شده و با گلهای که باید تا ظهر به چرا برسد.
در این راهنما سراغ کوچ دوفصلی ایل، ساختار سیاهچادر، خوراک و پوشاک و هنر بافندگی بختیاریها میرویم و در پایان توضیح میدهیم کجا و کی میشود ایل را از نزدیک دید و مهمانی محترم و بیدردسر بود.
بختیاریها کیستند؟
بختیاریها یکی از ایلهای قوم لرند و به گویش بختیاری از زبان لری سخن میگویند. سرزمین سنتی آنها بخش مرکزی و بلند رشتهکوه زاگرس است و امروز بیشترشان در چهارمحال و بختیاری، شرق و شمال خوزستان و بخشهایی از اصفهان و لرستان زندگی میکنند. شهرهایی مانند مسجدسلیمان، ایذه، شهرکرد و اندیکا از مراکز مهم جمعیت بختیاریاند. نام «بختیاری» را معمولاً به معنای همراه بخت و خوشاقبال میگیرند.
ایل از دو شاخهی بزرگ هفتلنگ و چهارلنگ تشکیل شده و این تقسیمبندی به سدهی شانزدهم میلادی برمیگردد. ساختار اجتماعی ایل از کوچکترین واحد، یعنی یک سیاهچادر یا یک خانوار، شروع میشود؛ چند چادر خویشاوند «اولاد» را میسازند، چند اولاد یک «تش» و به همین ترتیب تیره، طایفه، باب و در نهایت ایل. بیشتر بختیاریها امروز یکجانشین شدهاند و تنها بخش کوچکی از آنها هنوز کوچرو هستند. با این حال ژانپیر دیگار، مردمشناس فرانسوی، ایل بختیاری را نمونهوارترین و کاملترین مثال کوچنشینی در ایران دانسته است.
کوچ؛ دو سفر بزرگ در سال
عشایر بختیاری سال را میان دو قلمرو میگذرانند: «گرمسیر» یا قشلاق در دشتها و درههای شرق خوزستان، و «سردسیر» یا ییلاق در کوهستانهای چهارمحال و بختیاری. بهار که هوای خوزستان گرم میشود، خانوارها با گلههای بز و گوسفند به سمت مراتع بلند راه میافتند و پاییز، با سرد شدن کوهستان، دوباره به دشت برمیگردند. مسیرهای کوچ را در زبان ایل «ایلراه» میگویند و هر طایفه ایلراه خودش را دارد.
به گزارش مسئولان چهارمحال و بختیاری، عشایر از پنج ایلراه اصلی وارد این استان میشوند، از اواخر اردیبهشت در دشتها و دامنههای آن مستقر میشوند و تا آغاز پاییز، نزدیک به چهار ماه، در سردسیر میمانند. رود بازفت تقریباً مرز میان قلمرو تابستانی و زمستانی ایل است و عبور از رودخانهها همیشه سختترین بخش کوچ بوده است.
جهان یک بار این سفر را در سینما دید. مستند «علف» در سال ۱۹۲۵ میلادی کوچ یکی از شاخههای بختیاری را دنبال کرد که با هزاران نفر و دام از رود کارون گذشتند و از زردکوه بالا رفتند. این فیلم را از نخستین مستندهای مردمنگارانهی تاریخ سینما میدانند. امروز بخش زیادی از کوچ با کامیون و وانت انجام میشود و جادههای کوهستانی جای بسیاری از ایلراهها را گرفتهاند، اما هنوز خانوارهایی هستند که گله را پیاده و از راههای قدیمی میبرند.

سیاهچادر؛ خانهای که در نیم ساعت برپا میشود
خانهی عشایر بختیاری سیاهچادر است که در زبان محلی «بهون» نامیده میشود. بهون را زنان ایل از موی بز میبافند. هر چادر معمولاً از ۱۵ تا ۲۲ قطعه یا «لت» دوخته میشود و جای شش تا ده نفر را دارد. سبک است و بار چارپایان میشود و برپا کردن یا جمع کردنش کمتر از نیم ساعت طول میکشد.
راز این خانه در بافت آن است. در گرمای تابستان، تار و پود موی بز باز میشود و هوا از لابهلای آن جریان پیدا میکند. وقتی باران میبارد، الیاف جمع میشوند و آب در خود بافت جذب میشود و به داخل چادر نمیچکد. با این همه، بهون رو به فراموشی است؛ یکجانشینی و چادرهای برزنتی و صنعتی جای آن را در بسیاری از اردوگاهها گرفتهاند.
داخل چادر، همهچیز در کیسهها و خورجینهای بافته جا میگیرد: «هور» برای آرد و غلات، «توبره» برای خوراک راه، «جاجیم» برای روانداز و گلیم برای پوشاندن رختخوابها و بارها. جز قالی، بیشتر این بافتهها روی دارهای افقی و در پهنای کم بافته میشوند و اگر بزرگتر لازم باشد، چند تکه را به هم میدوزند.
نان تیری، دوغ و کشک؛ سفرهی ایل
نان ستون سفرهی بختیاری است و در روزهای کوچ گاه تنها خوراک خانواده بود. «نان تیری» نانی بسیار نازک و گرد است، با قطر حدود ۳۵ تا ۴۰ سانتیمتر، که خمیرش را با چوب باریکی به نام «تیر» روی تختهای چوبی پهن میکنند و روی تابهی آهنی پهنی به نام «تاوه» میپزند. پختن نان کاری جمعی است و معمولاً چند زن با هم انجامش میدهند. نان تیری خویشاوند نزدیک لواش است؛ دربارهی فرهنگ پخت و همسفرگی این نانهای نازک در مقالهی نان لواش بیشتر بخوانید.
لبنیات سهم بزرگی در خوراک ایل دارد: شیر، ماست، دوغ و کشک ساییده، و ماست موسیر که در گویش بختیاری «تلیکه موسیر» نام دارد. در سردسیر قارچ کوهی میچینند و خشک میکنند و سبزیهای خودرو مانند کاردین و کرفس کوهی چاشنی غذا میشوند. خرما و شیرهی خرما هم از گرمسیر همراه میآید. گوشت را بیشتر در روزهای مهمانی و نذر میپزند تا در سفرهی هرروزه. در میان بختیاریها نان و غذا چنان ارجمند است که به آن سوگند یاد میکنند، و همین نکته کلید فهم مهماننوازی ایل است.
پوشاک، موسیقی و نشانهها
پوشاک مردان بختیاری را از دور میشود شناخت: «چوقا»، بالاپوش راهراه سیاه و سفیدی که زنان ایل از پشم میبافند و در برابر باران مقاوم است؛ شلوار گشاد سیاه، گیوه و کلاه نمدی که به آن کلاه خسروی هم میگویند. زنان «لچک» را که با سکه و مهره تزیین شده بر سر میگذارند و روسری بلند و نازکی به نام «مینا» رویش میاندازند. دامن پرچین زنانه گاه با هشت تا ده متر پارچه دوخته میشود.
موسیقی ایل با ساز و دهل شناخته میشود؛ سرنا، کرنا و کوس را نوازندگانی مینوازند که «توشمال» نام دارند و هنوز در عروسیها و سوگواریها حضور دارند. در عزا، زنان سوگسرودهایی به نام «گاگریو» میخوانند. اگر در گورستانهای قدیمی چهارمحال و بختیاری گشتی بزنید، شیرهای سنگی یا «برد شیر» را هم میبینید که بر گور پهلوانان و بزرگان ایل میگذاشتند؛ هفشجان زمانی از مراکز مهم تراش این شیرها بود.

قالی بختیاری و نقش خشتی
قالی بختیاری دستکم از اوایل سدهی نوزدهم میلادی هم برای مصرف خانگی و هم برای صادرات بافته شده است. امروز بیشتر قالیهای اصیل بختیاری در روستاها و شهرهای یکجانشین چهارمحال و بختیاری بافته میشوند و شهرکرد از مراکز شناختهشدهی آن است. نقش «خشتی» معروفترین طرح بختیاری است: زمینهی فرش به خانههای مربعی تقسیم میشود و در هر خانه درخت، گل، پرنده یا نقشی نمادین جا میگیرد، چنانکه فرش به باغی دیدهشده از بالا شبیه میشود. رنگهای سفید، قرمز، قهوهای، سبز و زرد در این قالیها رایج است و آبی کمتر دیده میشود.
بافندگی ایلی در جنوب زاگرس هم سنتی زنده است؛ عشایر قشقایی در فارس با گبه و قالیهایشان شناخته میشوند. اگر به این هنر علاقه دارید، مقالهی مهارتهای قالیبافی فارس و کاشان را بخوانید که قالیبافی فارس را، که در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شده، معرفی میکند.
کجا و کی میتوان عشایر بختیاری را دید؟
زمان سفر تعیین میکند ایل را کجا پیدا کنید. از خرداد تا شهریور، اردوگاهها در ییلاقهای چهارمحال و بختیاریاند؛ در منطقههایی مانند کوهرنگ، بازفت، اردل و لردگان. از آبان تا اسفند، باید سراغشان را در گرمسیر و دشتهای شرق خوزستان، در اطراف ایذه، مسجدسلیمان و اندیکا، گرفت. خود کوچ در دو بازه رخ میدهد: کوچ بهاره که در اردیبهشت به سردسیر میرسد، و کوچ پاییزه که با سرد شدن هوا در شهریور و مهر آغاز میشود و چند هفته طول میکشد.
سادهترین راه دیدن کوچ، ایستادن کنار جادههای اصلی منطقهی بازفت در شهرستان کوهرنگ است که گلهها و خانوارها در روزهای کوچ از کنارشان میگذرند. در سالهای اخیر جشنوارهی کوچ عشایر هم در بخش لاران شهرکرد برگزار شده و ادارهی میراث فرهنگی استان پیشنهاد ثبت سنت کوچ و ایلراههای بختیاری در یونسکو را مطرح کرده است. اگر میخواهید سفرتان را با جشنها و آیینهای دیگر فصل هم هماهنگ کنید، تقویم جشنها و آیینهای محلی ایران را ببینید. برای ماندن در اردوگاه یا همراهی با بخشی از کوچ، بهترین راه هماهنگی با راهنمای دارای مجوز یا خانوادهای میزبان است که پیشتر با گردشگر کار کرده باشد.

مهمان سیاهچادر بودن؛ چند نکته
- بیخبر نروید: اردوگاه خانهی مردم است، نه جاذبهی گردشگری. با هماهنگی و از طریق میزبان یا راهنمای محلی وارد شوید.
- سر راه گله نایستید: در روزهای کوچ، خودرو را جایی پارک کنید که ایلراه و جاده را نبندد و میان گله و چوپان فاصله نیندازید.
- اول اجازه، بعد عکس: پیش از عکاسی از آدمها، بهویژه زنان و کودکان، اجازه بگیرید و اگر کسی نخواست، دوربین را پایین بیاورید.
- سگهای گله را جدی بگیرید: سگها نگهبان اردوگاهاند. بدون همراهی صاحبخانه به چادر نزدیک نشوید.
- همراهی کوچ آمادگی میخواهد: پیاده رفتن با ایل یعنی چند روز راهپیمایی در کوهستان، گذر از رودخانه و خواب در هوای باز. بدنتان را آماده کنید و کفش کوه، کیسهخواب و لباس گرم همراه داشته باشید.
- زباله را برگردانید: مراتع، روزی گلهاند. هر چه با خود بردهاید، با خود برگردانید.
سفر به ایل، سفری کند است. گاهی تنها کاری که میشود کرد نشستن کنار آتش، خوردن نان تیری داغ با ماست و گوش دادن به حرفهای ریشسفید چادر است؛ و همین، بیشتر از هر برنامهی فشردهای، از زندگی ایل نشان میدهد.
پرسشهای رایج
عشایر بختیاری کجا زندگی میکنند؟
عشایر بختیاری تابستان را در ییلاقهای چهارمحال و بختیاری، مانند کوهرنگ، اردل و لردگان، و زمستان را در دشتهای شرق خوزستان، در اطراف ایذه و مسجدسلیمان، میگذرانند.
کوچ عشایر بختیاری چه زمانی است؟
کوچ بهاره از خوزستان به سمت کوهستان است و از اواخر اردیبهشت به چهارمحال و بختیاری میرسد. کوچ پاییزه با سرد شدن هوا در شهریور و مهر آغاز میشود و چند هفته طول میکشد.
سیاهچادر بختیاری از چه ساخته میشود؟
سیاهچادر یا «بهون» را زنان ایل از موی بز میبافند. هر چادر از ۱۵ تا ۲۲ قطعه دوخته میشود، جای شش تا ده نفر را دارد و در کمتر از نیم ساعت برپا میشود.
آیا گردشگر میتواند همراه کوچ عشایر بختیاری شود؟
بله، اما فقط با هماهنگی خانوادهی میزبان یا راهنمای دارای مجوز. همراهی کوچ چند روز پیادهروی کوهستانی و گذر از رودخانه دارد و آمادگی جسمانی میخواهد.
هفتلنگ و چهارلنگ یعنی چه؟
هفتلنگ و چهارلنگ دو شاخهی بزرگ ایل بختیاریاند که تقسیمبندیشان به سدهی شانزدهم میلادی برمیگردد و هر کدام از چند باب و طایفه تشکیل شده است.



